است آن را داشته باشند .
سپس على ( ع ) در دنباله كلام خود فرمود : آنان كسانى هستند كه خداى تعالى درباره ايشان فرمود :
وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
؛ « 1 » يعنى ، هر كه خدا و پيامبر او را فرمانبردارى كند با كسانى خواهد بود كه خدا به آنها نعمت بخشيده است از پيامبران و راستان و شهيدان و نيكوكاران و آنان نيكويارانى هستند .
نعمتهاى ظاهرى اگر به ولايت بستگى داشته باشد نعمت محسوب مىشود و گرنه نقمت و عذاب به حساب مىآيد و آن وقتى است كه بر فعليتهاى غير انسانى كمك كند ؛ همچنين است حالت فعليتهاى انسانى پس از حصول به سبب ولايت ، كه آن هم اگر مسخّر شيطان و تحت فرمان او باشد با وجود اينكه پيش از آن تحت فرمان خدا قرار داشت باز نقمت و عذاب است با اينكه قبلا نعمت بوده است .
چون آنانى كه نعمت ولايت را دريافت داشتهاند همان كسانند كه ميانه روى گزيدهاند و از تفريط و كوتاهى كه موجب ترك ولايت و افراط آن كه از حدّ ولايت خارج شوند ، بر كنار بودهاند ، و راه آنان راه ميانه ، بين تفريط و افراط در همهء امور است . . . ؛ ازاينرو ، با عبارت «
غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ
» آنها را توصيف نموده است ؛ يعنى ، آنان كسانى هستند كه نه مورد خشم و غضب واقع شدهاند ، نه گمراه گشتهاند . چه . . .
« مغضوب عليهم » به تفريطكارانى كه در پذيرش حقّ كوتاهى ورزيدهاند تفسير شده است . و ضالّين به افراطكاران متجاوز به حدّ ، اطلاق مىشود .
زيرا ، تفريطكاران چون كوتاهى ورزيده ؛ خود را به ولايت نرساندهاند ؛
هامش
( 1 ) نساء - 71