تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
در اين هنگام گاهى ظهور شيخ ، از قبيل ظهور امر مباين خارج از ذات شيء بر مباين مىباشد ؛ و گاهى به صورت حلول در وجود او و گاهى هم به صورت اتّحاد مىباشد . گاهى هم اين ظهور به صورت فناء سالك از خود و بقاى شيخ به تنهايى مىباشد ؛ يعنى ، طورى از خود فانى مىشود كه تنها نورانيّت شيخ را مشاهده مىكند . براى سالك در كلّ اين مراتب ، باز مرتبه‌ها و درجات و حالات مختلفى است . و ورطه‌هاى هلاكت نيز وجود دارد و آن وقتى است كه مغرور شده ؛ از تصرّف شيخ و از عرضه كردن حالش بر او ؛ بيرون رفته باشد . چه ، در بسيارى از موارد آنچه را كه مشاهده مىكند بدون تميز و تشخيص حقّ و باطل است و او بدانچه ديده معتقد گرديده است ؛ بدون اينكه بر بيناى راه عرضه دارد . تا درست و نادرست آن را روشن سازد . و آنچه را كه شارع بدان راضى نيست از قبيل : «
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
« 1 » » و « ليس فى جبّتي سوى اللّه « 2 » » ( در جامه‌ام جز خدا نيست ) بر وى ظاهر شود ، و يا اعتقاد به حلول و اتّحاد و وحدت وجودى كه در شرع ممنوع است و مباح بودن هر چيز و سخنان و اعمال الحادى كه از حدود شريعت مطهّر بيرون است ، بر او معلوم گردد . چون سالك بر فعليتهاى انسانى باشد ؛ فعليّت اخير وى ، صورتى براى او بوده و ساير فعليتها كه برايش حاصل شود همانند مادّهء آن
هامش
( 1 ) منسوب به حسين بن منصور حلّاج است كه مولوى مىگويد :گفت فرعونى انا اللّه گشت پست * گفت منصورى انا الحق و برستمراجعه شود به تذكرة الاولياء و ساير تذكره‌هاى عرفانى . ( 2 ) منسوب به بايزيد بسطامى است مراجعه شود به مثنوى و تذكرة الاولياء و ساير تذكره‌هاى عرفانى .