تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
اصلا مورد رضايت خدا نبوده ، بلكه مورد غضب او مىباشند . ولى افراط كار در امر ولايت چون رسيدن به حدّ ولايت مورد رضايت خدا گرفته از خشم او خارج شده و لكن به سبب تجاوز او از حدّ ولايت ؛ از طريق انسانيت و از راهى كه رضاى خدا در آن است گمراه گرديده است . چه ، معيار خشنودى و ناخشنودى و افراط و تفريط همان ولايت مىباشد نه چيز ديگر ؛ زيرا حدّ پايدارى انسان و سبب رضامندى او در اين حالت است . و گاهى « مغضوب عليهم » به كسى تفسير شده است كه درست نتوانسته است مقام نبىّ ( ص ) يا امام ( ع ) را درك كرده و توصيف نمايد ، و « ضالّ » تفسير به كسى شده است كه فوق ادراك خود يا فوق مقام نبىّ ( ص ) و امام ( ع ) آنها را توصيف نموده است ، و تفسير آن دو جمله به يهود و نصارى به همين معنى است ، اگر چه به معنى اول نيز اين تفسير درست است . ممكن است عطف « ضالّين » بر « مغضوب عليهم » از قبيل عطف اوصاف متعدّد يك ذات بر همديگر « 1 » باشد ، چه تفريطكننده و افراطكننده هر دو هم مغضوب عليهم هستند و هم ضالّ و گمراه ، به اين معنى كه هر دو فاقد طريق هستند . اعمّ از اينكه فقدان و نداشتن طريق بعد از يافتن آن باشد يا قبل از يافتن ، يعنى از همان اول فاقد راه است . و ممكن است « مغضوب عليهم » به ناصبىها تفسير شود ، چون غضب خدا بر آنها شديد است ، و « ضالّين » به كسى تفسير گردد كه امام را نشناسد و كسى كه در امام شكّ كند . بدان كه سورهء مباركه به بندگان آموزش مىدهد كه چگونه حمد و
هامش
( 1 ) يعنى مقصود از هر دو جمله يك گروه هستند و لازم نيست به دو گروه تفسير شوند .