سلوك صرف « 1 » بين قبض و بسط « 2 » و ميان خوف و رجا « 3 » ست .
ميانهگزينى در اخلاق مانند ميانه روى در بين حرص و شهوت ، و سستى است كه عفّت ناميده مىشود .
ميانه روى بين بىباكى و ترس شجاعت نام دارد . و ميانه روى بين جربزه و ابله بودن حكمت ناميده مىشود .
و بين ستمگرى و ستمكشى عدالت ناميده مىشود .
ميانهگزينى در عقايد مانند ميانه روى در بين تنزيه است كه محدود كردن خدا و تشبيه كه جسميّت دادن به خدا مىباشد ؛ هر دو نادرست بوده ، ميانهء آن درست مىباشد .
ميانهگزينى در بين انحصار پيامبر ( ص ) و امام ( ع ) در مرتبهء جسمانى و بالا بردن آنان تا مرتبهء خدائى است كه در اعتقاد به نبوّت و امامت بايد از اينگونه افراط و تفريطها بر حذر بود .
ميانهگزينى در بين معاد جسمانى صرف و معاد روحانى صرف ، اعتقاد داشتن به معاد و طبقات بهشت و لذّات آن و دركات دوزخ و دردهاى آن مىباشد .
چون سالك به فعليّتهاى انسانى در آمد و راهى راه راست گرديد به هر مرتبهاى كه برسد به فعليّات آن مرتبه متحقّق مىشود .
پس آنگاه كه به مقامى از مقامات الهيّه برسد كه به آن وسيله ، پيامبر
هامش
( 1 ) سلوك صرف : آنست كه سالك هميشه در راه دريافت و عبادت و سير و سلوك است و در كثرت خود و هستى و اسماء و صفات قرار داشته متوجّه سير و سلوك خود مىباشد .
( 2 ) قبض : گرفتگى دل و بسط و شكوفائى و گشايش است . قبض و بسط برتر از خوف و رجاست . بسط در مقام دل به مثابهء رجاست در مقام نفس .
( 3 ) مقابل بسط ، قبض است ؛ چنان كه : خوف مقابل رجا در مقام نفس است .