مىسازد و از امساك منع شده ، در لا تسرفوا صريحا از افراط منع شده است . و مانند ميانه روى در بخششها كه خداى تعالى فرموده است :
لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
« 1 » : يعنى ، دست خود را به گردن مبند ( امساك مكن ) و نيز آن را كاملا باز مگذار ( اسراف نكن ) .
همچنين دربارهء صدقات واجب يا مستحب آمده است كه خداى تعالى مىفرمايد :
وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا
« 2 » ؛ يعنى ، حقّ او را هنگام درو بدهيد و زياده روى نكنيد .
مانند اين قول خداى تعالى است كه دربارهء نماز يا دربارهء عبادات بدنى بطور مطلق مىفرمايد :
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
« 3 » ؛ يعنى ، نماز خود را خيلى بلند مخوان ، زياد آهسته هم نخوان ، بلكه راهى كه بين اين دو است برگزين .
ميانهگزينى در احوال « 4 » مانند ميانهگزينى در بين جذب مطلق « 5 » و
هامش
( 1 ) الاسراء - 29
( 2 ) انعام - 141
( 3 ) الاسراء - 110
( 4 ) احوال به قول شاه نعمة اللّه ولى ، موهبت فايضه از ربّ است و آن ، يا به جزاى عمل صالح ، يا به سبب تزكيهء نفس و تصفيهء قلب ، يا محض امتنان است و احوال را ، احوال گويند ؛ به سبب اينكه بنده را تحويل مىفرمايد از رسوم خلقيه و دركات بعد به صفات حقيّه و درجات قرب
( 5 ) جذب مطلق : آنست كه در سير و سلوك به علّت عنايت خاصّه و بدون كوشش به واسطه واردات قلبى بسوى حقّ كشيده شده باشد ، كه تكليف نداشته باشد و جاذبهء عنايت ، او را در وحدت محو مستغرق گرداند و از كثرت بىخبر ، كه او را نه خبرى و نه اثرى است .