وحدانى با وحدت شخصى ، در يك رتبه قرار دارند و مساوى هستند .
هر پديدهاى از جماد و نبات و حيوان ، از اوّل پديد آمدن خود در كيف و كم ، بلكه در صورتهاى جوهرى حركت مىكند تا به كمال لايق نوعى يا شخصى خود برسد .
اين است ، معنى اين سخن كه گويند : « الكون فى التّرقّى » ؛ يعنى ، هستى در ترقّى است . زيرا ، حركت ، خروج تدريجى از قوّه به فعل مىباشد ؛ و خروج تدريجى از قوّه به فعل به معنى ترقّى است .
هر يك از پديدهها از اوّل پيدايش در جهت كمالى كه سزاوار آنند ؛ دائما از قوّه به فعل مىآيند ؛ و هر چيزى كه از اول پيدايش چنين قوه بر فعل خارج شود تا به كمال شايستهء خود برسد در صراط مستقيم و فعليتهاى شايسته قرار مىگيرد ؛ به شرطى كه مانعى سر راه آنان نباشد و عايقى ( نارسانائى ) در مسير آنان قرار نگيرد ، و اين معنى در انسان طور ديگر است ، بدين گونه كه انسان از افراد حيوان بر حسب استكمال بدن در راه راست كه لايق نوع و شخص اوست حركت مىكند به شرطى كه عايق و مانعى بر سر راهش نباشد از قوّه به فعل مىرسد . همچنين بر حسب كمالجويى روانى نيز از قوّه به فعل مىرسد و بر راهى كه در جهت نوعيّت و شخصيت ، سزاوار آن است در حركت است و آن تا موقعى است كه استقلالى در اختيارش نيست ، و آنگاه در اختيارش استقلال حاصل شد و زمان آزمايش و تكليف وى فرا رسيد در آن هنگام نيز گاهى مىشود كه از قوّه ، به فعلى كه لايق نوع انسان است پيش مىرود ، و فعليّتى كه مخالف نوعيّت او باشد در بين اين فعليّات برايش پيش نمىآيد تا به انتهاى فعليتهايش برسد . اين مقام اطلاق و ولايت كليّه و علويت على ( ع ) است . البتّه ، اين امر كم رخ مىدهد و اينگونه افراد نادرند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٩١