تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
( اينى و وضعى ) مسافت و حدود آن قبل از حركت وجود دارد ؛ ولى در حركات كيفى و كمّى و جوهرى ، راه كه عبارت از مراتب مختلف كيف و كمّ عارض بر جسم و مراتب صورتهاى جوهرى است كه به دنبال هم بر جوهر متحرك پيدا مىشوند قبل از حركت و بعد از آن وجود ندارد بلكه آن مانند حركت قطعى است كه نه قبل از حركت وجود دارد و نه بعد از آن ، بلكه وجود راه ، تنها در ذهن است . بدين ترتيب كه ذهن رسيدن متحرك به حدود مراتب را امر متّصل و واحدى ترسيم مىكند آن راه كه در اين حركت‌ها وجود دارد عبارت است از مرتبه‌اى از كيف يا كم يا جوهر ، كه وجود آن مانند ، حركت توسّطى عين قوّهء عدم آن بوده ؛ ظهور آن عين انقضاى آن مىباشد ؛ ازاين‌رو ، امر بر بسيارى از اهل نظر دربارهء لزوم بقاء موضوعى محفوظ در اين حركات مخصوصا از جهت كلّى و جوهرى دشوار شده است . البتّه اين اشكال و دشوارى مبنى بر اين است كه جسم تعليمى از جسم طبيعى انتزاع شده « 1 » ؛ و با تغيير و تبديلى كه در جسم تعليمى پيدا مىشود ؛ جسم طبيعى ، هم تبديل پيدا مىكند . چون چنين شد و دگرگونى در جسم طبيعى ، پديد آمد ؛ موضوع نيز دگرگون مىشود . و مطلب در توارد صورتهاى جوهرى در حركات جوهرى نيز چنين مىباشد و حقّ اين است كه موضوع به سبب نوعى كمّ و صورت در ضمن كميّات و صور وارده محفوظ است و آن بواسطهء حافظه شخصى غيبى است كه در آن جسم مىباشد و نيز به واسطهء مادّه‌اى است كه داراى كميّت غير مشخّص بوده ؛ صورتى غير مشخّص دارد ؛ چه ، اتّصال
هامش
( 1 ) جسم طبيعى جوهرى است كه سه بعد طول و عرض و عمق فرض شود كه از اقسام جوهر است ولى جسم تعليمى از مقولهء كم و از اعراض است ، پس جسم تعليمى از جسم طبيعى انتزاع شده است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 290 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى