مىگردد ؛ حكم آن دسته را كه مسخّر رحمانند خواهد داشت كه بعدا ذكر مىكنيم ؛ گاهى از هر دو حالت رحمانى و شيطانى اثرى باقى مىماند كه در اين صورت در خوانندهء قرآن مشرك خواهد بود مانند ، آن مردى ( بندهاى ) كه چند نفر در مالكيت او شريك باشند .
و اگر فرمانبر قوّهء رحمانى باشد بهطورىكه در عبادت او ، خود بينى و شيطان مداخلهاى نداشته باشد بلكه عبادتهاى او به فرمان خداى تعالى يا به سبب فعل خداى تعالى صورت گيرد ؛ يعنى در وجود او كارگزارى جز خدا نباشد ؛ اين گروه ( كه مسخّر و فرمانبر خداى تعالى هستند ) مرتبهها و درجههائى دارند . چه در بين آنان كسانى هستند كه در حجاب از خدا و فرشتگان و جانشينان خدا مىباشند ( پردهاى بين آنان و خدا و فرشتگان و جانشينان خداست ) آنان به امر خدا كه بوسيلهء جانشينان خدا در روى زمين به آنها رسيده ، مىنگرند و هر كارى را جهت امر خداى تعالى انجام مىدهند ؛ ( نه طبق خواستهء نفس خود ) چنين كسانى فعل را از خود مىبينند و فاعل را نيز نفس خود مىدانند ولى نفس خود را مسخّر امر خداى تعالى مىبينند . ( نه از خودى خود و نه از شيطان ) همچنين اعضاء آنها مسخّر فرمان خداست . و اگر نسبت اعضاء را در ظاهر هم به خودش هم بدهد باز از جهت فعل به امر خدا نسبت مىدهد نه به خودش ؛ پس چنين خوانندهء قرآنى از آن دسته كه كتاب خدا را با زبان خودشان مىخوانند ؛ نخواهد بود ، بلكه از كسانى مىباشد كه آن را با زبان امر خدا مىخواند . همچنين ؛ بيننده و شنونده و نويسندهء كتاب خدا نيز همين حال را دارند . لكن خوانندهء آن در خواندن قرآن كارى نمىكند جز حكايت قول خدا كه از زبان رسول ( ص ) صادر گشته است . پس او ، در قرائت خود ، حكايت قول پيامبر ( ص ) يا جبرئيل يا خدا را مىنمايد ، اگر توجّهى به واسطه بودن پيامبر ( ص ) نكند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٥٤