و چشم شيطان . دربارهء امثال اين افراد خداى تعالى فرموده است :
يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ
« 1 »
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
. . .
( وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
« 2 » يعنى ، با زبانشان آيات قرآن را مىخوانند تا گمان كنيد كه اين همان كتاب است . درحالىكه آنچه خواندهاند آن كتاب نيست .
در آيهء بعد مىفرمايد : پس واى بر كسانى كه كتاب را با دست خويش مىنويسند و سپس مىگويند : اين از نزد خداست درحالىكه از طرف خدا نيست يعنى اينكه نقشهاى قرآن اگر چه امرى كلّى است و نزد كسى كه از مبادى افعال و چگونگى صدق قرآن بر نوشتههاى انگشتان اطّلاعى ندارد بر هر نوع نوشتهء قرآن صدق مىكند ، ولى در واقع و نزد كسى كه نظر به مبادى افعال دارد قرآن صدق نمىكند ، مگر بر نوشتهء دستى كه منسوب به خدا و مسخّر او باشد نه بر هر نقشى كه همانند نقش قرآن باشد و از هر انگشتى صادر شده باشد خواه انگشتان مسخّر شيطان باشد يا رحمان . همچنين است مطلب در قرائت الفاظ قرآن زيرا چنين نيست كه هر كس كه به زبان الفاظ مشابه قرآن را تلاوت كند ؛ در حقيقت قرآن بخواند و آن الفاظ مصداق قرآن قرار گيرد مگر اينكه خوانندهء قرآن با زبانى قرآن بخواند كه آن وابسته و مسخّر خدا باشد نه به زبانى كه به نفس خود خواننده مربوط شود و در تسخير شيطان واقع گردد ، و حكم قرائت صاحب چنين حالتى آن است كه از حنجرهء او تجاوز نكرده ، بلكه جز وزر و و بال چيزى براى او ندارد .
هامش
( 1 ) آل عمران - 72
( 2 ) بقره - 73