تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مىآيد ؛ كه به زبان آوردن آن بعد از هشيارى و به خود آمدن و ظهور كثرتها جائز نيست . و اين ، همان وحدت ممنوع است و شيخ « 1 » اشاره به همين مقام كرده آنجا كه فرموده است :
حلول و اتّحاد اينجا محال است * كه در وحدت ، دوئى عين ضلال است
و دربارهء آن گفته‌اند :
آنجا كه توئى ؛ چو من نباشد * كس محرم اين سخن نباشد
پس براى خوانندهء قرآنى كه مسخّر شيطان است ، سزاوار است ؛ بكوشد تا خويشتن را از تسخير شيطان بدر آورد تا به تعبير خداى تعالى
يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ
مردود درگاه خدا نگردد ؛ از اين جهت خداى تعالى بندگان را در موقع قرائت قرآن به استعاذه از شيطان و گفتن ( اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ) ؛ يعنى ، به خدا پناه مىبرم از شيطان رانده شده ، فرمان داده است تا اينكه زبان آنان زبان شيطان نباشد و نيز خواننده‌اى كه قرآن را بعنوان حكايت از قول خدا مىخواند ؛ بايد نفس خويش را به رنج و زحمت افكند تا اينكه از حال غيبت بيرون شود و آن را كه از قولش ، قرآن را مىخواند ؛ مشاهده كند ، و بر آنكه به مشاهده رسيده نيز لازم است كه از مشاهدهء محض بيرون شود تا اينكه مشهود در وجودش داخل گردد و در آن حلول كند و نيز بر آنكه مشهود ، در وجودش وارد شده است ، لازم است بكوشد تا به مقامى برسد كه از حلول به اتّحاد ، ارتقاء يابد ، و هر آنكه به اتّحاد رسيده ؛ لازم است آن‌قدر از آن مقام لذّت برد و محو آن گردد تا جز مشهود تنها و يكتا ، غيرى باقى نماند .
هامش
( 1 ) منظور شيخ شبسترى ( ره ) است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 157 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى