نه از پس در آن راه نمىيابد ، آن از سوى خداى حكيم ستوده فروفرستادهشده است ، پس آن را با ترتيل « 1 » بخوان ! در جايگاه وعده و وعيدش توقّف نما ! در مثلها و اندرزهايش انديشه كن ! پس بترس از اينكه مبادا حروف آن را به پا دارى و در آنها دقّت كنى ، حدودش را ضايع گردانى .
از آن حضرت ( ع ) نقل شده است كه گفت : « خداى تعالى در سخنش بر آفريدههايش جلوه كرده و ليكن مردم آن را نمىبينند و اينست آنچه در اخبار و آيات بدان اشاره شده است » و ليكن ما مىگوئيم :
چون بنا به منطوق گفتهء خداى تعالى : «
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
» .
جميع مراتب موجودات بالقوه در انسان منطوى است ، و انسان بر حسب هر مرتبهاى كه فعليّت پيدا كند داراى حال و حكم و تكليف است .
لذا هر مرتبهاى كه در انسان فعليّت پيدا كند حال و حكم و تكليف مىشود . . . لذا انسان بر حسب آن مراتب داراى احوال مختلف گشت كه احكام مختلف را در پى دارد ، و همهء مراتب در حالت شيطانى و رحمانى و حالت متوسّط بين آن دو منطوى است . زيرا اگر آنچنان مسخّر شيطان شود كه در او ، از تصرّف رحمانى هيچ باقى نماند ؛ او مظهر شيطان گردد كه در اين حال فرقى نمىكند ؛ چه در او چرندگى و بهيميّت با مراتب خود يا درندگى با مراتبش يا شيطنت با مراتبش غالب آيد و يا حالت حاصله از تركيب آنها با مراتبى كه دارند حاصل شود و زبان و دست و گوش و چشم او ، آلات و وسائل شيطان گردد . در اين صورت او ، قرآن را جز با زبان شيطان نمىخواند و آن زبانى است كه به نفس امّاره و خود بينى وى منسوب است و نمىنويسد و نمىشنود و نمىبيند مگر با دست و گوش
هامش
( 1 ) ترتيل : واضح و آهسته و با تأنى خواندن قرآن است .