عليهم السّلام - است نمايان ساخته و لطائف و اشارات و تلويحات و تعريضات بكر تازهاى از آن استنتاج و استنباط نموده است .
3 - استدلال كلامى : اين تفسير مبتنى بر پايه و ستون استدلال قرآنى است كه با توجه به آيات ديگر و ارتباط تمام آيات با اسلوب منطقى و استفاده از مبانى عقلى و حكمت مشّاء و اشراق و بالاخصّ حكمت متعاليه ، عقول را خيره و خرد را مفتون خود مىسازد .
4 - مبانى عرفانى : ستون محورى عرفان آن ، برخاسته از نور ولايت است كه معنى تفسير را در مراتب طولى ، محكم و پابرجا نموده است ؛ آنچنانكه گويا آسمانى است كه بدون ستون ديده مىشود ؛ يعنى ، با ستون نور و جاذبه برافراشته شده است ؛ بعضى از مطالب آن ، آنچنان صريح و روشن و بديع مىباشد كه گويا مفسّر جليل چون حافظ ، باده از جام تجليات صفات گرفته ؛ بى خود از شعشعهء جلوهء ذات گشته و بىپرده با ساكنان حرم سرّ عفاف ملكوت بادهء مستانه زده ؛ حقايق عالم مثال را كه قرآن ، نمود لفظى آنست به عين اليقين مىبيند و ارائه مىنمايد كه توان گفت : چشيده و چشانده ؛ نوشيده و نوشانده ؛ نيوشيده و نيوشانده ؛ ديده و نشان داده است و عين اليقين را به صورت علم اليقين نازل ساخته ؛ تا خواننده را به ساحل حقيقت برساند ، سپس ، خود ، به دريا رود تا دريا شود .
ما حصل كلام ، اينكه با وجود شرح جامع و كامل و بررسى نقّادانهاى كه خلف صادق ايشان ، دانشمند محقّق و پژوهشگر ، عارف جليل - مرحوم مغفور حضرت سلطان حسين تابنده گنابادى ملقّب به رضا على شاه قدّس سره - كه در مقدّمهء طبع دوم كه به سال 1344 در چاپخانه دانشگاه تهران ، مرقوم فرمودهاند و مفسّر جليل و تفسير ارزشمندش را كه به « سلطان التفاسير » معروف شده است ؛ معرّفى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٠