معنى قرآن ز قرآن پرس و بس * و ز كسى كآتش زده ، اندر هوس
پيش قرآن گشته قربانىّ و پست * تا كه عين روح آن قرآن شدست
گر نمىدانى بجو تأويل آن * تا بتابد بر دلت آن را عيان
و آنگاه سپاس و شكر از اصحاب سرّ ائمهء هدى و عارفان باللّه كه وجودشان مهبط ملكوت عليا ، و چشمانشان نظارهگر درگاه ، و جانشان آتش طور سينا ، و صدرشان مأمن انديشههاى و الا ، و دلهاشان گنجينهء اسرار خدا بوده است . آنان كه با قدم صدق و با جوهرهء عشق و ولا ، در كورهء رياضت و تهذيب نفس گداختند و آثارى كه نمودارى از وادى سيناى تجلّيات اشراقى بود به نظم و نثر در صدف سخن ريختند و از همه برتر ، خود قرآن شدند و قرآن را تفسير و تأويل نمودند ، كه از آن ميان « تفسير بيان السّعاده فى مقامات العبادة » چون خورشيدى در ميان ستارگان كتب بيشمار و تفسيرهاى حكمى و عرفانى و ولائى درخشيده مفسّر دانشمندش ، نابغهء علم و عرفان در قرن چهاردهم ، حضرت حاج سلطان محمّد گنابادى ملقّب به سلطان على شاه - قدّس اللّه سرّه - را با خود به عرش برد ؛ ( كه جايگاهش بود ) .
اين تفسير شريف بر چهار ركن عظيم و رفيع قرار دارد .
1 - ستون و پايهء محكم الفاظ و توجّه به صرف و نحو و اشتقاق كلمات در اين شيوه آنچنان به موارد و وجوه متعدد و مختلف كلمات و عبارات نظر داشته ، كه در مراتب عرضى همهء موارد اطلاق را با ذرّه بين ژرفنگرى مشاهده نموده است ؛ آنگونه به دقايق فنى و حقايق معنوى گرائيده كه تنها اهل فن را قدرت درك و استنباط آن ممكن است .
2 - اخبار ولايى ، عارف مفسّر ، شالودهاى از اخبار ولايى ساخته ؛ تا در محور آن به تفسير بپردازد . و الحق مىتوان گفت ، بحرى ذخّار است كه گوهرهاى معانى بسيارى را كه در صدف اخبار معصومين -