تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
آنها گشته است و در مقام انسان به لباس صوتها و عبارت‌ها و حروف و نوشتار كه متناسب گوش و چشم آنان است ظاهر مىشود چنان كه مولوى مىفرمايد :
خود طواف آنكه او شه‌بين بود * فوق قهر و لطف و كفر و دين بود
زان نيامد يك عبارت در جهان * بس نهانست و نهانست و نهان
زان كه اين اسماء و الفاظ حميد * از گلابه آدمى آمد پديد
علّم الاسماء بد آدم را امام * ليك نى اندر لباس عين و لام
چون نهاد آن آب و گل بر سر كلاه * گشت آن اسماء جانى روسياه
كه نقاب حرف دم در خود كشيد * تا شود بر آب و گل معنى پديد
بنا بر اين قرآن با نقشها و لفظهاى خويش نمايانگر حقّ اوّل ( خداى تعالى ) مىباشد كه اسماء و صفات حق را در كلام و خطاب خداى تعالى ظاهر ساخته است . و اين امر از جهت مهربانى به بندگانش مىباشد . پس بر بندگان لازم است كه آن را بزرگ شمرده ، در وقت خواندن قرآن برون خويش را از ناپاكى و پليدى و آنچه در ديدگاه مردم ناپسند است ، پاك و پاكيزه گردانند و درون را با غسل يا وضو يا تيمم از آلودگى بزدايند ، و روان را از خود بينى كه نمايانگر شيطان و نهانخانهء فضولات اوست با فروتنى در برابر بارگاه كبريائى خدا ، و خشوع در برابر عظمت خدا كه در كلامش ظاهر است ، پاكيزه دارند . بايد در موقع خواندن و گوش دادن قرآن ، حالت حزن و اندوه به خود گيرند و جانها را نرم و رقيق ساخته گريان باشند و فروتنى و خشوع آنان افزوده گردد . و قول خداى تعالى :
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 1 » ؛ يعنى
هامش
( 1 ) يعنى اينكه ادا كردن كلام به صورت انشاء فقط وجوب تكليفى مىآورد بخلاف اينكه كلام به صورت خبر ادا شود كه در اين صورت جمله «لا يَمَسُّهُ إِلَّا . . .» خبر از عدم امكان مسّ و وصول به باطن قرآن را براى كسى كه طهارت باطن ندارد مىدهد .