تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
چون از اختلاط و آلودگى جهانى منزه و مبرى شد ، دوران پاكى و اصالتش آغاز مىشود . چون بدن انسان مستحيل شد ، قطعات مختلف به مبدأ اولى خود رجعت مىكنند . فقط روح است كه از انحطاط مصون مىماند و از هر تأثير حاضر و آتى بر كنار مىماند . ياران من ، بدانيد كه مرگ چيزى است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت مىپيوندد و چون از هر قيدى آزاد و از علايق جسمانى پاك و رها مىشود بر آتيه تسلط مىيابد . پس اگر قضايا به همين منوال است كه من حس مىكنم ، به احترام روح من كه باقى و ناظر احوال شماست ، به آنچه دستور مىدهم عمل كنيد . ولى اگر غير اين باشد و روح در بدن باقى بماند و هردو با هم محو و نابود شوند ، از خدايان بترسيد كه در بقاى آنها ترديدى نيست و پيوسته همه چيز را مىبينند و به هر كارى قادرند . نظام تغييرناپذير عالم در دست آنهاست ، تعالى و حشمتشان در تصور نمىگنجد و جاويدان هستند . از كژى و ناروايى بپرهيزيد ، خدايان را پيوسته شاهد و ناظر خود بدانيد از آنها بترسيد و هرگز پيرامون فكر و عملى كه حرمتشان را مكدر و حق و عدالت را متزلزل كند نگرديد . پس از خدايان از آيندهء خود و از آدميان در هراس باشيد . چون خدايان ما را در تاريكى پنهان نساخته‌اند ، لذا جمله اعمال ما در روشنايى تابان مشهود و عيان است . اگر اعمالتان پاك و منطبق با حق و عدالت باشد ، قدرت شما رونق خواهد يافت ولى اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراى عدالت تسامح ورزيد ، ديرى نمىكشد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت ، خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . بدانيد كه اگر شما نسبت به آن‌كس كه بايد او را از همه بيشتر در دل خود محبوب و عزيز بشماريد ، ستم روا داريد احدى حاضر نيست از روى صميم قلب به شما پناه بياورد و در حين احتياج شما را يارى كند . اگر به وصاياى من عمل كنيد مىتوانيد در كمال نيك‌بختى با يك‌ديگر وظايف خطير خود را انجام دهيد . از تاريخ و سرگذشت‌هاى اخلاف خود پند بگيريد . تاريخ مكتب پند و عبرت است . در اين آيينهء گذشتگان چه بسا پدرانى كه مهر فرزندان را در دل خويش پرورده‌اند و چه بسا فرزندان كه پدران خود را پيوسته گرامى و معزّز داشته‌اند و چه بسيار برادران كه از راه اتفاق و اتحاد خدمات بزرگ انجام داده و خوش‌بخت شده‌اند . هم‌چنين در اين آيين خواهيد ديد كه اشخاص از راه نفاق و دشمنى به حضيض ذلت فروافتاده‌اند و چه بسا سلطنت‌ها و خاندان‌ها كه به علت ظلم و ستم يا به‌سبب كينه‌توزى و دشمنى محو و نابود شده‌اند . هميشه سرمشق خود را از بين مردانى برگزينيد كه از راه عدالت و اتحاد پيروز و رستگار شده‌اند ، از امثال آنان پيروى كنيد و بكوشيد تا نام نيك از خود به يادگار گذاريد . ديگر بس است ، گفتارم به درازا كشيد . فرزندان من وقتى من مردم بدنم را در طلا و نقره يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آن را در آغوش خاك بسپاريد . چه سعادتى از اين بالاتر كه بدن انسان در
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 270 | گزنفون / رضا مشايخى