گرفتار نكبت و بدبختى مىشود ، متأثر و متألم نمىشود ؛ زيرا اگر ضعيفان چيزى از نيروى جسمانى كم دارند در عوض در ميدان جنگ با نيرومندترين سربازان برابرى مىكنند .
كورش ، بدينقرار قراولان خاصه و دربانان كاخ خود را از بين خواجگان برگزيد ولى چون دشمنانش بىشمار بودند در انديشه بود كسرى قراولان را از بين كداميك از اقوام متحد خود انتخاب نمايد و متوجه شد كه عدهاى از پارسيان كه در سرزمين خود باقى هستند در سختى و مضيقه به سر مىبرند چون مجبورند قوت لايموت خود را از كارهاى دستى تأمين نمايند . لذا مصمم شد از اين راه به آنان كمكى رساند و راضى و خشنودشان نمايد . لذا ده هزار نفر از آنان را به سمت گارد شاهى برگزيد كه در مسافرتها در ركابش باشند و چون در نقطهاى مستقر مىشد به خدمتگزاريش بپردازند . سپس براى حراست شهر نينوا اعم از آنكه در آن شهر حضور داشته باشد يا نه ، مقرر داشت پادگان بسيار نيرومند و مجهزى در آن شهر تشكيل شود . فرمان داد كليهء حقوق و خوراكى افراد اين گارد از طرف اهالى پرداخته شود تا بدينوسيله از مبادرت به هرگونه ايذا و اذيت و مزاحمت نسبت به فاتحين فارغ باشد . گارد شخصى شاهى كورش كه براى نگهبانى او و حفظ نظم و انضباط در شهرهاى تسخير شده تأسيس گرديد تا اين زمان باقى است « 1 » . و چون فكر مىكرد كه ممكن است شهامت و پاىدارى اين اجيران كه از اقوام مختلف بودند هنگام ضرورت قابل اعتماد نباشد ، به خصوص كه از حيث شماره ضعيف هستند ، مصمم شد عدهاى از جنگجويان زبده را كه در ركابش شمشير زده بودند در جزو آنان نگاه دارد ؛ و مخصوصا اهتمام كافى به خرج داد كه در نتيجهء ركود و ميل به تنپرورى ، فضايل جنگى و شهامت و پاىدارى آنان كاهش نيابد . اما نمىخواست كه اين اصلاحات و عاقبتانديشىهاى سودمند به شكل دستورها و فرمانهاى گوناگون گوشزد گردد ، بلكه بهعكس مىخواست افراد خودشان از راه فهم و ادراك به ضرورت اين كار پى برند و خواهان اين مصلحت باشند ؛ لذا عموم سركردگان و ياران خود را كه شجاعانه در ركابش جنگيده بودند و به صلاحيت و درستكارى آنان اعتماد داشت گرد خود جمع نمود و چنين گفت :
« ياران و متحدين من ، بر ماست كه به بهترين وجهى از موهبت و كرامت خدايان كه ما را در اين همه پيروزى ، در برابر دشمنان كمك و راهنمايى كردهاند سپاسگزارى كنيم . ما امروز صاحب كشورى بزرگ و سرزمينهاى حاصلخيز عظيمى هستيم ، زارعين متعدد در هر گوشه به كار خود مشغولاند و احتياجات ما را تأمين مىكنند . ما اكنون صاحب خانه و سامان هستيم و در درون خانههاى ما همهچيز براى رفع ضروريات ما مهيا است . هركس حق دارد آنچه در اختيار خويش دارد از آن خود و ملك طلق خود بداند زيرا حق مسلم هر فاتح كه دشمن خويش را
هامش
( 1 ) . يعنى تا سالى كه اين كتاب تأليف شد .