پيوسته ارجمند و برتر از ديگران نشان دهيم و با همان نيروى تقوا ، مللى را كه مغلوب ما شدهاند اداره كنيم . ما بايد در سرما و گرما ، در خوراك و پوشاك ، در خستگى و راحتى با اسيران و زيردستان خود شريك و سهيم باشيم و فقط در يك چيز برترى خود را بر آنها محفوظ و پاىدار نگاه داريم : بهكسانىكه زيردست ما قرار دارند و بايد همّ خود را به كشت و زرع زمين و آماده نمودن ضروريات ما مصروف سازند اجازه ندهيم تا در فنون جنگى و كار ملكدارى دخالت ورزند . ما بايد پيوسته برترى خود را در اين امور حفظ نماييم زيرا اينها وسايل كار ما و موجد آزادى و قدرت ماست ، وسايلى است كه بر اثر تقوا و فضيلت و سعى و كوشش و از بركت عنايت خدايان بهدست آوردهايم . بالاخره بايد بدانيد كه چون ما حريف مقهود خود را خلع سلاح نموديم و اسلحهاش را از دستش گرفتيم ، بههمان دليل نبايد آنى اسلحهء خويش را بر زمين نهيم و اين نصيحت را پيوسته آويزهء گوش كنيم كه گفتهاند : هركس دستش نزديكتر به سلاح خويش است كمتر در برابر ارادهاش مقاومت نشان خواهند داد . ممكن است كسى از بين شما به اين سخن من خرده بگيرد و بگويد : اگر ما بايد پيوسته در معرض تهديد گرسنگى و تشنگى و خستگى بمانيم و نگران وضع خويش باشيم ، پس اين همه پيروزى و مجاهدت به چه كار ما خواهد آمد ! اين قبيل اشخاص بايد بدانند كه هركس به نعمت بزرگترى برسد در وضعى حساس قرار مىگيرد ، آنكه بيشتر رنج مىبرد بايد بيشتر بكوشد تا ثمرهء پيروزى را براى خود نگاه دارد . رنج و تعب لازمهء نعمت و رستگارى و بزرگى است ، مادام كه گرسنگى به شما غلبه نكند ، لذيذترين اغذيه در نظر شما خوار و بىقدر و فاقد لذت و طعم است . خدايان آنچه داشتنش آرزوى آدميان است ، در اختيار شما گذاردهاند ، بر هريك از ما واجب است كه از اين نعمت بزرگ بهنحو شايستهاى برخوردار شويم و شكر آن را بهجا آوريم و خود را لايق چنين موهبتى نشان دهيم . فرق ما با ديگران اين است كه چون گرسنه شويم بهترين غذا در اختيار ماست ، چون عطش بر ما غلبه كرد گواراترين نوشابه را مىنوشيم ، و چون خسته شديم با فراغ بال سر بر بالين راحت مىگذاريم . از اين مزايا پيوسته برخوردار نخواهيم ماند مگر آنكه در نيكى كردن به ديگران بكوشيم . زيرا در اين صورت شايستگى خواهيم داشت كه از نعمتهايى كه نصيبمان شده است برخوردار باشيم و با سربلندى به زندگانى خود ادامه دهيم و خود را در برابر مخاطرههاى گوناگون حفظ كنيم . اين را بدانيد كه آدمى اگر از نعمت محروم بماند بسيار خوشبختتر است تا اينكه به نعمت برسد و از راه غفلت آن را از دست بدهد . بر ماست كه قدرى در كار خود بينديشيم كه چرا بر حريفان خود غالب آمده و ارباب و بزرگ آنان شدهايم ؟ آيا شايسته است كسانىكه فرمانروايى مردمى را بر عهده مىگيرند از متابعان خود پستتر باشند ؟
آيا رواست كه چون از سابق سعادتمندتر شدهايم اكنون به كژى ميل كنيم ؟ ما اكنون صاحب
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: گزنفون
ص٢٢٢