بندگان بىشمارى شدهايم ، اگر اينها شرارت و خودسرى پيشهء خود سازند چه رفتارى با آنان خواهيم كرد ؟ آيا مردى كه خود شرارتپيشه است مىتواند شرانگيزان را به جرم شرارت تنبيه و مجازات كند ؟ اين را بدانيد كه ما اشخاص ديگر را اجير و موظف نمودهايم تا در حراست خانه و دارايى ما بكوشند . آيا اين ننگ نيست كه ما حفظ و حراست خود را مديون ديگران باشيم و خود از تأمين جان و مال خود غفلت ورزيم ! نه ، كوشش ديگران در حفظ و حراست ما مؤثر نيست و مايهء ننگ و رسوايى ماست . اگر كسى بخواهد جان و مالش در امان باشد و همه به او حرمت نهند بايد به مردم و زيردستان خود نيكى كند ، زيرا بهترين محافظ شخص تقواى او است . هر كس كه از تقوا محروم باشد هيچگاه در امان نخواهد بود حتى اگر بهترين قراولان پيوسته از او پاسدارى كنند .
پس بايد چه تدبيرى بهكار برد ؟ براى اينكه انسان صاحب فضيلت باشد بايد چگونه رفتار كند ؟ از كدام راه ممكن است مرد متقى و پاكسيرت بماند ؟ اگر به سخنان من خوب توجه كرده باشيد ، كليد اين رمز را دريافتهايد . دوستان و ياران من ، ما بايد خود را به همان صفات نيكى كه در سرزمين خود ، قبل از نيل به اين پيروزىهاى بزرگ داشتيم بياراييم ؛ در پارس عموم سران قوم و نجبا در ارگ شهر جمعاند و بر مردم حكومت مىكنند . ما بايد در اينجا نيز همان روش را بهكار بنديم . شما بايد گرد من جمع شويد و بهروش و كردار من چشم بدوزيد و مراقب باشيد كه من به وظيفه و تكليف خود عمل كنم و من مراقب اعمال شما هستم تا هركس مايل و شايق رفتار نيك و كردار نيك و پسنديده است ، او را تشويق و تأييد كنم . بايد فرزندانى كه از ما به وجود مىآيند با همين سرشت و در پرتو همين آيين يزدانى رشد و پرورش يابند . ما بايد بكوشيم تا خصلتهاى پسنديده را در نهاد فرزندانمان پرورش دهيم ؛ در اين صورت مىتوانيم هرروز خود را نيكوتر از روز قبل كنيم و فرزندانمان حتى اگر بخواهند راه خطا پيش گيرند ، چون در اطراف خود جز پاكى و صداقت نمىبينند و سخنى جز سخنان شايسته و مفيد نمىشنوند ، قهرا راه خطا بر آنها بسته خواهد بود . . . »
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: گزنفون
ص٢٢٣