تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
شجاعانه در ميدان مبارزه مغلوب و منكوب كرد اين است كه مال و ثروت مغلوبان را از آن خود بداند و در آن هر تصرفى كه لازم بداند بنمايد . پس بايد مطلقا از انهدام و نابود كردن مال و غنايم خوددارى كنيد و آنچه لازمهء مروت و رأفت است در حق مغلوبين رعايت كنيد . اما تكليف و وظيفه‌اى كه از امروز بر عهدهء عموم ماست اين است كه از تن‌پرورى و كاهلى بپرهيزيم و از زندگانى سست و بىمايهء حريفان ديروز خود احتراز جوييم . اين اشخاص كه امروز مغلوب و در دست شما اسيرند كار كردن و زحمت كشيدن را عار و ننگ مىدانستند ، معتقد بودند كه سعادت در آن است كه مرد وقت خود را بيهوده صرف لهوولعب و عيش و عشرت كند . به شما اعلام مىكنم كه اگر ما رفتارشان را براى خود سرمشق و نمونه بگيريم و تن به بىكارى دهيم ، به‌زودى آنچه به زور بازو و كفايت و تدبير به‌دست آورده‌ايم از كف خواهيم داد و اسير كسانى خواهيم شد كه سعى و كوشش و كار و زحمت را پيشهء خود قرار مىدهند . مرد براى اين‌كه صاحب عزت و شرافت باقى بماند كافى نيست اندك زمانى از مواهب عالى فضيلت برخوردار باشد ، بلكه بايد پيوسته ساعى باشد تا راه خويش را در فضيلت و تقوا بپيمايد و از آن دمى غافل نباشد . زيرا همان‌گونه كه در نتيجهء عدم ممارست ، ارزش هنرمند نقصان مىيابد ، تن هر پهلوانى هم كه در رخوت و سستى بماند ضعيف و ناتوان خواهد شد ؛ مردان دلير و پيروز نيز اگر از تكاليف خود غافل نشينند ، به‌زودى اسير فساد و رذالت و بىچارگى خواهند شد . پس بپرهيزيم از اين‌كه تن خود را به كاهلى عادت دهيم و عيش و عشرت پيشهء خود گردانيم . دست يافتن به سرزمين‌هاى بزرگ و ايجاد شاهنشاهى عظيم البته كار خطيرى است ، اما از آن بزرگ‌تر و مهم‌تر حفاظت و ادارهء آن است ؛ پيروزى غالبا از جسارت و رشادت حاصل مىشود ولى نگه‌دارى آنچه در ميدان كارزار به‌دست آمده است جز با تدبير و كياست و حفظ اعتدال و كوشش مدام ميسر نخواهد شد . ما بايد به اين حقايق آشنا شويم و خيلى بيش از آنچه براى به‌دست آوردن اين همه پيروزى در راه تقوا كوشيده‌ايم در اداره و نگه‌دارى آن مجاهدت نماييم . زيرا هرچه شما بيشتر صاحب نعمت و جلال شويد ، بيشتر به شما بخل و حسد خواهند ورزيد و درصدد گستردن دام براى گرفتارى شما خواهند بود ، با شما دشمنى خواهند ورزيد ، به‌خصوص وقتى كه اين عظمت و بزرگى را در ميدان جنگ و با مبارزه و قدرت به‌دست آورده‌ايد . تاكنون خدايان يار و حامى ما بوده‌اند زيرا ما به كسى خيانت نورزيده‌ايم ، رفتار نامردانه و دور از عدالت با احدى نداشته‌ايم ، بلكه ديگران با ما از در غدر و تزوير درآمدند و در ميدان مصاف از ما شكست خوردند و به سزاى تباه‌كارى خود رسيدند . اما براى اين‌كه يارى و لطف خدايان پيوسته شامل حال ما باشد ، بايد مدام خود را لايق و شايستهء چنين كرامتى نشان دهيم ، بايد آن را از درگاه خدايان پيوسته مسئلت كنيم ؛ يعنى به اتكاى فضايل و تقواى خود ، خود را