تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
شده بود ، سهمى از غنايم را براى نياز به درگاه خدايان اختصاص داد و خانه‌هاى بزرگان را به كسانىكه بيش از سايرين مجاهدت نموده بودند بخشيد ؛ گفت هركس نسبت به سهمى كه دريافت داشته است اعتراضى دارد ادعاى خويش را بيان كند . به ساكنين نينوا مقرر داشت كه به كشت زمين مشغول شوند ، خراج و غنايم را بپردازند و از آن‌كس كه براى حكومت معين مىكند فرمان‌بردارى و اطاعت نمايند و به پارسيان و جمله كسانىكه صاحب حقوق و امتيازاتى بودند و هم‌چنين به متحدينى كه در خدمتش باقى مىماندند اجازه داد اسيران را در اختيار خود گيرند . كورش پس از اين وقايع مايل بود همان احترامات و تشريفاتى را كه در حق پادشاهى به جا مىآورند دربارهء او نيز اجرا كنند و تصميم گرفت كارى كند كه دوستان و پيروانش خود چنين پيش‌نهادى به وى بنمايند تا اگر بعدها او را در ميان جمع و در كنار سربازان نبينند ، از او رنجيده‌خاطر نشوند . لذا چنين تمهيد نمود : روزى قبل از طليعهء صبح ، در محلى كه مناسب مىدانست ايستاد ، به عرض حال كليهء مراجعه‌كنندگان گوش فراداد و حاجتشان را برآورد و احقاق حق نمود . مردم كه از ماوقع اطلاع يافتند سراسيمه آهنگ خدمتش كردند و به اندازه‌اى ازدحام زياد شد كه محلى براى مراجعه‌كنندگان كه با شوق و شعف از مسافات بعيد به حضورش آمده بودند نماند . همهمهء عظيمى گرد آن سردار مدبّر برپا شد . محافظين و قراولان به تدريج داوطلبان را به حضورش اعزام مىداشتند . تا اين‌كه عده‌اى از ياران فرارسيدند و با زحمت بسيار انبوه جمعيت را شكافتند و خود را به كورش رساندند . كورش دست خود را به سوى آنان دراز كرد و گفت : « ياران من ، قدرى حوصله به خرج دهيد تا به سخن متظلمان برسيم ، آن‌گاه با فراغ بيشتر به گفت‌وگو بپردازيم . » دوستانش او را در ميان گرفتند و به انتظار ايستادند ، ولى موج جمعيت هر آن رو به تزايد مىرفت و آن‌قدر طول كشيد كه شب فرارسيد و هنوز فرصت صحبت با دوستانش فراهم نشده بود . لذا آنان را مخاطب ساخته گفت : « دوستان من ، وقت آن فرارسيده كه دمى بياساييم . وعدهء ملاقات ما به سپيدهء صبح روز بعد خواهد بود . » دوستان كورش كه از انجام كارهاى خود بازمانده بودند با شوق و شعف فراوان وعدهء او را پذيرفتند و هريك به سوى اقامتگاه خود ره‌سپار شد . فرداى آن‌روز چون كورش به محل رسيد به انبوهى از جمعيت به مراتب بيشتر از روز گذشته برخورد كه مدتى قبل از دوستانش به آنجا آمده و در انتظار قدومش بودند . كورش عده‌اى از اسلحه‌داران پارسى را حلقه‌وار گرد خود مأمور ساخت كه فقط معاشرين و سركردگان پارسى و متحدين را رخصت حضور دهند ، و چون عموما در محل حاضر شدند آنها را مخاطب ساخته گفت : « ياران و متحدين من ، شكر خدايان را كه تاكنون آنچه از درگاهشان تمنا كرده‌ايم به ما ارزانى داشته‌اند . اما اگر حاصل پيروزىهاى بزرگ اين است كه نه از مصاحبت ياران موافق مستفيض