طرف چپ برگشتند و به حركت خويش ادامه دادند . هرچه دور مىشدند كمتر توقف مىكردند .
همينكه خود را از خطر غافلگيرى در امان ديدند به حركت خود ادامه دادند تا اينكه بهموضع اردو و خيمهگاه خود رسيدند و در آنجا مستقر شدند .
بهمحض اينكه به اردوگاه رسيدند كورش عموم سركردگان را به حضور طلبيد و گفت :
« متحدين من ، ما اطراف شهر را بازديد كرديم و به نظر من ديوارهايى به اين ارتفاع و به اين استحكام از راه حمله غيرقابل تسخير است . اما به عقيدهء من هرچه تعداد سربازان داخل شهر زيادتر باشد ، درصورتىكه نخواهند از مواضع خود خارج و آمادهء كارزار باشند ، تحت استيلاى گرسنگى ، زودتر تسليم مىشوند . پس اگر كسى رايى بهتر از اين نداشته باشد ، من معتقدم كه بايد آنها را تحت محاصره قرار داد . » آنگاه كريزانتاس گفت : « آيا اين رودخانه به عرض دو استار از وسط شهر عبور نمىكند ؟ » گوبرياس جواب داد : « بلى ، و عمق آن از مجموع قد دو تن بيشتر است ، به اين جهت اين رودخانه نيز بهتر از ديوارها در استحكام شهر مؤثر است . » كورش جواب داد : « كريزانتاس ، از آنچه ما فوق قوهء ماست سخنى به ميان نياوريم . پس از اينكه مستقر شديم به سرعت بايد مجرايى بسيار پهن و عميق حفر كنيم . هر دسته از سپاه به نوبت بايد در حفر آن اقدام كند و بهاين نحو براى پاسدارى از سپاه به تعداد كمترى قراول احتياج داريم . »
پس در خارج از حصار شهر خط ترعه را ترسيم نمودند و در محلى كه مىبايستى با رودخانه تلاقى كند برج و بارو بنياد نهادند . آنگاه سربازان به حفر خندق بزرگى مبادرت ورزيدند و خاك آن را به اطراف ريختند . كورش در اطراف رودخانه ، بهمنظور استحكامات ، پايههايى از چوب نخل ساخت تا نشان دهد كه مصمم است شهر را در محاصره گيرد ، سپس در فواصل معين استحكامات مهمى برپا ساخت تا قراولان متعدد در محل امنى به پاسدارى بپردازند . اين بود نقشهء محاصرهء كورش ولى محصوران شهر از بالاى ديوارهاى رفيع شروع به تمسخر سپاهيان كورش نمودند و چون آذوقه كه كفاف معاش آنان را تا مدت بيست سال مىنمود در انبارهاى خود داشتند ، وقعى به تمهيدات سپاه مهاجم نمىنهادند . كورش كه از اين قضيه وقوف يافت مقرر داشت كه سپاه به دوازده قسمت تقسيم شود و هريك براى مدت يك ماه محافظت حصار را بهعهده بگيرند . محصورين از شنيدن اين خبر بر تمسخر خود افزودند و بسيار مسرور شدند زيرا محافظت و پاسدارى بهعهدهء فريژىها ، ليسىها ، اعراب و كاپادوسىها مىافتاد و آنان را با خود خيلى بيشتر همراه و مساعد مىدانستند تا با پارسىها .
حفر ترعه با سرعت پيشرفت مىكرد . كورش دريافت كه قريبا جشن بزرگ اهالى نينوا فرا مىرسد و در شب و روز عيد عموم اهالى سرگرم شادى و طرب و مست و مخمور از مى ناب هستند . اين بود كه بهمحض اينكه ظلمت صحرا را فراگرفت تعداد كثيرى از سربازان را مأمور
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: گزنفون
ص٢١٣