شدند و از آن گذشتند و به شهر سرازير شدند . هركس در راه ديده مىشد يا در زير تيغ سربازان كشته مىشد و يا ديوانهوار فرار مىكرد . سربازان گاداتاس به اين فريادهاى هولانگيز آنگونه جواب مىدادند كه گويى در جشن و شادى شريك آناناند و به سرعت زياد متوجه قصر سلطان شدند . ستونهايى كه تحت فرماندهى گاداتاس و گوبرياس پيشروى مىكردند چون به دروازههاى قصر رسيدند آنها را بسته يافتند . عدهاى بر قراولان كه گرد آتشى جمع و مشغول نوشيدن بودند تاختند و آنها را از پا درآوردند . همهجا غوغاى مهيبى برپا شد و غلغلهء عظيمى در شهر افتاد . كسانىكه در داخل قصر بودند از غوغاى خارج دچار بهت و رعب موحشى شدند .
سلطان فرمان داد تحقيق كنند چه خبر است . عدهاى قراول به دروازهها دويدند و درها را باز كردند . گاداتاس و سربازانش چون درها را گشوده يافتند به سر قراولان تاختند و هركس را يافتند از دم تيغ گذراندند تا به شخص سلطان رسيدند . پادشاه آشور سراسيمه به پا ايستاده و قدارهء خود را از غلاف كشيده و مات و متحير بود . عدهاى از سربازان گاداتاس و گوبرياس بر او حمله بردند و شاه و عموم حضار را از پاى درآوردند . تنى چند از آنان پا به فرار گذاردند و عدهاى حمله آوردند ولى به احدى فرصت داده نشد و جملگى به خاك هلاك افتادند . كورش به سوارهنظام و سربازان خود امر داد هركه در كوچهها يافتند بكشند و به جارچيان كه زبان آشورى مىدانستند فرمان داد ندا برآورند كه مردم در خانهء خويش بمانند و قدم بيرون ننهند و الا خونشان هدر است .
آنگاه گاداتاس و گوبرياس فرارسيدند . اولين اقدامشان شكرگزارى در برابر خدايان بود كه به آنان فرصت دادند تا انتقام خويش را از پادشاه جرار و سفاكى چون شاه آشور بستانند . سپس خدمت كورش شتافتند و اشك شوق و شعف بر رخسارشان جارى بود ، خود را به پاى كورش انداختند و دست و پاى او را غرق بوسه كردند و از اين موهبت و سعادتى كه نصيبشان شده بود سر از پا نمىشناختند .
كمكم طليعهء صبح در افق نمايان مىشد . قراولان و مستحفظين برج و باروى شهر عظيم و مغرور نينوا چون از هجوم سپاهيان كورش و كشته شدن پادشاهشان اطلاع يافتند ، جملهء استحكامات را تسليم نمودند . كورش بىدرنگ مواضع دفاعى شهر را مسخّر ساخت و افراد زبدهاى را به حراست آنها گماشت . سپس به بازماندگان كشتگان اجازه داد مقتولين را به خاك سپرند و به وسيلهء مناديان فرمان داد كه هركس سلاحى در دست يا در محلى پنهان دارد ، بىدرنگ آن را تسليم نمايد . هركس سلاحى در دست يا در خانه نگه دارد ، او و تمام كسان آن خانه كشته خواهند شد . عموم مردم سلاح خود را تسليم نمودند . كورش مقرر داشت هرچه جمعآورى شده است در قلاع شهر گرد آورند تا اينكه در صورت ضرورت مهيا و آماده باشد ؛ پس از اين اقدامات موبدان را بهحضور فراخواند ؛ چون شهر اسلحه بهدست و با زدوخورد فتح
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: گزنفون
ص٢١٥