ساخت زبانهاى را كه بين رودخانه و ترعه باقى مانده بود حفر كنند . در اواسط شب عيد و شادى ، آب رودخانه وارد ترعه شد و ارتفاع آب در بسترى كه وارد شهر مىشد به اندازهاى كاهش يافت كه به سهولت قابل عبور بود . سپس كورش فرمان داد كه سران پيادهنظام و تيراندازان و سوارهنظام پارسى هريك در رأس ستونهاى خود مركب از هزار نفر حاضر شوند و ساير متحدين پشتسر آنها حركت كنند . جملگى در اندك زمانى حاضر و مهياى حركت شدند . آنگاه گارد مخصوص و پيادهنظام خاصه و سوارهنظام را مأمور ساخت به بستر رودخانه وارد شوند تا اينكه بدانند كف آن به اندازهء كافى محكم است يا نه . پس از اطمينان ، فرمان داد كليهء رؤساى سوارهنظام و پيادهنظام گردش جمع شوند و گفت : « دوستان من ، بستر رودخانه وسيع و راه بسيار مناسبى براى ورود ما به شهر است ، برويم و با كمال اطمينان و بدون ذرهاى ترس و ترديد وارد شهر شويم .
حريف ما همان است كه با وجود متحدين بسيار از ما شكست خورد . همه آنروز را به ياد داريد كه در مقابل ما شكست خورد و پا به فرار گذارد . آنروز صبح خيلى زود خود را براى مدافعه آماده كرده بود و سلاح كافى در دست داشت و صفآرايى نموده بود ، و حال آنكه امروز كه ما آنان را مورد حمله قرار مىدهيم جملگى در خواب و مست بادهء عيش و نوشاند . مردم يا در بستر ناز و خوشى آرميدهاند و يا در گوشه و كنار به نوشيدن و طرب مشغولاند و چون ما را در داخل شهر خود ببينند چنان گرفتار بهت و هراس خواهند شد كه ديگر قادر به در دست گرفتن سلاح نيستند .
اگر بعضى از اشخاص در گوشتان خواندهاند كه ورود در شهرى به اين عظمت ، با وجود پاسبانان متعدد و كثرت جمعيت و از جانگذشتگى مردم امرى دشوار و خطرناك است ؛ اطمينان داشته باشيد كه در برابر سپاهيان دلير و كارآزمودهاى مانند شما كار مهمى از آنان ساخته نيست . حصار خانههاشان همه از چوب خرما و با قير قابل احتراق آغشته است . ما مشعلهاى بسيار داريم كه در اندك فرصت همهجا را شعلهور و شهر را دچار حريق عظيمى خواهد كرد . سربازان ما مقدارى قير قابل احتراق با خود دارند و به سرعت خانهها را آتش خواهند زد و بدينقرار مدافعين يا بايد خانه و مواضع دفاعى خود را رها كنند و بگريزند يا در ميان شعلههاى آتش بسوزند . سربازان من ، اسلحهء خود را برداريد و به پيش برويد . به يارى خدايان شما را قريبا به سرمنزل پيروزى خواهم رساند . شما اى گاداتاس و گوبرياس ، راه به ما نشان دهيد ، چون شما راهها را خوب مىشناسيد . وقتى وارد شهر شديم ستون قوا را مستقيما به قصر سلطان هدايت كنيد . » گوبرياس جواب داد : « احتمالا در اين شب عيد و شادى درهاى قصر باز و ورود عامه بدان آزاد است ، ولى البته قراولان خاصه مشغول كشيك هستند . » كورش گفت : « نبايد از اين امر غافل بود . برويم ، سعى كنيم تا آنجا كه ممكن است غافلگيرشان كنيم . »
سپاهيان كورش پس از صدور فرمان ، از جا حركت كردند . از بستر رودخانه وارد ديوار ضخيم
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: گزنفون
ص٢١٤