محفوظ و ملحوظ بدارد . پس از اين توافقها ، يك شب ، پنهانى و بىخبر ، بدون اينكه هيچيك از طرفين از نقشهء او اطلاعى داشته باشند مواضع آنان را اشغال كرد و در هردو موضع مستقر شد .
روز بعد در وسط سپاهيان خود ، سركردگان طرفين را كه نفوذ بيشترى داشتند به حضور طلبيد .
سركردگان متخاصم چون روبهرو شدند ، دانستند كه طرفين يكديگر را گول زدهاند . آنگاه آدوزيوس آنان را مخاطب ساخته گفت : « آقايان ، من وعده دادهام كه به مواضع شما وارد شوم بدون اينكه نيت سويى نسبت به هيچيك از شما داشته باشم و سعى و كوشش به كار خواهم برد تا هركس نسبت به ماحسن خدمت نشان دهد از مزاياى آن برخوردار شود . اگر يكى از دستههاى شما را منكوب كنم ، آنگاه خواهند گفت كه غائله به نفع كارىها تمام شده است اما اگر رفع اختلاف به اين منتهى شود كه هريك از شما به راحتى و آزادانه مشغول كسب و كار و زراعت و آبادكردن زمينهاى خود شود ، همه از اين نعمت برخوردار خواهيد شد . پس بر شماست كه اختلافات ديرينهء خود را كنار بگذاريد و دست اتحاد و دوستى به يكديگر بدهيد و با خيالى فارغ به كشت زمينهاى خود بپردازيد ، خانوادههايتان با يكديگر مراوده و محبت داشته باشند . هركدام از شما از اين دستور تخطى كند بداند كه با كورش دشمنى كرده است و با او مانند دشمن معامله خواهد شد . »
از همان روز در قلعهها باز شد ، مردم به مراوده و رفتوآمد پرداختند ، كوچهها از اشخاصى كه به خانهء دوستان خود مىرفتند پر شد ، زارعين و باغدارها به نگهبانى ملك خود پرداخته با كمال راحتى و در امنيت كامل به آباد كردن زمين مبادرت نمودند . مردم به مناسبت آشتى و دوستى جشنها برپا ساختند و همهجا صلح و صفا برقرار شد . كار به جايى رسيده بود كه چون از جانب كورش رسولانى آمدند و سؤال كردند كه آيا براى استقرار نظم احتياج به دستههاى ديگرى از سپاه يا ادوات قلعهكوبى هست يا خير ؛ آدوزيوس جواب داد كه احتياجى نيست و حتى سپاهيانى كه با خود آورده است مىتوانند در محل ديگرى خدمت كنند و مفيد واقع شوند و به همين قرار نيز عمل كرد . فقط دستهء كوچكى را در قلعهها مستقر ساخت و بقيه را امر به بازگشت داد . كارىها التماس كردند آنها را ترك نگويد ولى چون راضى نمىشد كسانى خدمت كورش فرستادند و استدعا نمودند وى را به عنوان ساتراپ در آن ملك معين و برقرار سازد .
مقارن اين ايام ، كورش هيستاسپ را در رأس قوايى مأمور ساخت كه ايالات فريژى مجاور هلسپونت را مسخّر سازد . كورش به محض اينكه آدوزيوس از مأموريت خويش مراجعت كرد او را با قوا به كمك هيستاسپ روانه كرد تا متخاصمين بهتر از او تمكين كنند . يونانيانى كه در سواحل دريا سكونت داشتند تقاضا نمودند كه در مقابل پرداخت خراج سپاهيان پارسى به موطنشان وارد نشوند و حاضر شدند كه در ازاى اين گذشت عدهاى از جوانان خود را به خدمت كورش اعزام دارند تا در شمار لشكريان فاتح محسوب شوند و هركجا كه مقرر داشت تحت
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: گزنفون
ص٢١٠