رسيدن سياكزار . كورش با سوارهنظام خود به استقبالش شتافت . ميانهء كورش و سياكزار بههم خورد . آشتى كورش و سياكزار . كورش پيشنهاد كرد جنگ را ادامه دهند .
فصل پنجم استقبال كورش از سياكزار و آشتى آنها با هم . تصميم بر ادامهء جنگ
كورش پس از اينكه دستورها و تعاليم لازم به دستههاى مختلف داد ، يكى از ملازمان خود را نزد سياكزار فرستاد و نامهاى به او نوشت كه به اردوگاه حاضر شود تا دربارهء قلعههايى كه به تصرف قواى پارسى درآمده است مذاكره كنند و پس از بازديد از قواى مختلف نظر خود را راجع به عملياتى كه بايد بعدا صورت بگيرد اظهار نمايد . آنگاه دستور داد كه « اگر مايل است در محلى ديگر با يكديگر ملاقات و گفتوگو نماييم ، من حاضرم در خارج از اردو صحبت كنيم . » فرستادهء كورش عازم مأموريت خود شد . آنگاه كورش دستور داد كه چادر و خيمهگاه آسورى را برافرازند و اين خيمه را كه مادىها جهت سياكزار انتخاب كرده بودند ، بهخوبى برپا سازند و مرتب نمايند و در شاهنشين چادر دو نفر زن و نوازندگانى كه جهت سياكزار اختصاص داده بودند نشاندند .
قاصدى كه نزد سياكزار فرستاده بودند مأموريت خويش را انجام داد . سياكزار كه اين پيام را شنيد مصلحت دانست كه با سپاه خود در سرحدات بماند زيرا افراد كمكى كه كورش از پارس طلب كرده بود نيز به نزديكى سرحد رسيده بودند . سپاه كمكى متجاوز از چهار هنگ پياده و تيرانداز و چون عبورشان از سرزمين ماد مايهء خرابى و خرج بسيار بود ، لذا در جواب سؤال فرمانده كه مايل است در ماد بمانند يا خير جواب داده بود بهتر است سرزمين ماد را ترك كنند و آنان را به حال خود بگذارند .
سياكزار فرداى آن روز با سپاهيانى كه در اختيارش باقى مانده بود به قصد ملاقات كورش حركت كرد . كورش همينكه از نزديك شدن سياكزار وقوف يافت گروهى از سواران پارسى و زبدهاى از سواران مادى ، ارمنى ، هيركانى همراه برداشت و به پيشواز سياكزار رفت تا نمونهاى از