بيشترى ، از مجاورت ديوارهاى شهر ابا دارم ؛ اما اين كار تعجبى ندارد ، زيرا فرق است بين سپاهى كه در حال حركت و پيشروى است با سپاهى كه آرايش جنگى به خود گرفته و مشغول كارزار است . در نبرد بايد تمام حواس فرماندهى متوجه عاقبت و نتيجهء كارزار باشد و حال آنكه در راهپيمايى ، اگر جانب احتياط نگاهدارند ، بايد همّ خود را بيشتر به حفظ و حراست ستونها معطوف دارند تا سرعت عمل و اخذ نتيجه ؛ بايد به مسير ارابهها توجه نمايند و در حفاظت مهمات و تجهيزات بكوشند ، ستون مهمات بايد دايما تحت مراقبت اسلحهداران قوى و اطمينانبخش باشد ، و هيچگاه نبايد در نظر دشمن فاقد محافظ مسلح و مقتدر جلوهگر شود . اما اگر چنين آرايشى به ستونها بدهند قهرا بسيار منبسط شده و خواهىنخواهى در قدرت تعرضى ستون نكث و كاهش فراهم خواهد شد . اگر چند دسته افراد مسلح و مجهز از محل مستحكمى خارج شوند و بر ستونى بتازند ، بدون ترديد به ستونى كه در حال حركت است بيشتر لطمه خواهند زد و احتمالا آن را خواهند شكست . در اين حال اگر ستونى كه در حال حركت است بسيار طولانى باشد ، كمك رساندن به محلى كه مورد دستبرد قرار گرفته به كندى صورت مىگيرد ، و حال آنكه مهاجمين كه از موضع مستحكم خارج شدهاند مىتوانند ضربهء خود را به سرعت بر ستون در حال حركت وارد آورند و بىدرنگ خود را به پناهگاه بكشانند . اما اگر فاصلهء ستون در حال حركت از مواضع مستحكم خيلى نزديك نباشد و مناسب با وضع و حال اردو باشد ، چون به قدرت و حدود طولانى ستون و تجهيزات و مهمات كه در حال حركت هستند وقوف خواهند يافت لذا بىگدار بر آب نخواهند زد و مزاحمت فراهم نخواهند كرد . پس بدين لحاظ بايد شرط احتياط را بهجا آورد و با فاصلهء مناسب از كمينها و مواضع مستحكم آنان عبور كرد ؛ چه در اين صورت وقتى تصميم خواهند گرفت كه دستبرد بزنند و مزاحمت فراهم كنند كه حساب كار خويش را كرده باشند و مجموع قواى خود را از آنچه ما در اختيار داريم برتر و وضع خود را استوارتر از ما بدانند . در اين صورت البته بايد در مراجعت خود نيز بينديشند ، چه اين امرى است خطرناك . » چون كورش از تذكر اين نكتهء سوق الجيشى فارغ گشت ، جملهء حضار اصابت فكر و صحت گفتارش را ستودند و چون ستون به مجاورت ديوارهاى بابل رسيد ، كورش به عقبهء سپاه نزديك شد و با حضور خود آنها را قوىدل ساخت .
پس از چندين روز راهپيمايى به سرحد سوريه و ماد ، يعنى همان محلى كه قواى طرفين به نبرد پرداخته بودند ، رسيدند . اهالى سوريه در آن محل سه موضع مستحكم در اختيار داشتند .
يكى از آن مواضع كه خوب نگهدارى نمىشد . به يك يورش مسخر شد . دو قلعهء ديگر از بيم و هراس عظيمى كه از حضور كورش در دل داشتند و همچنين ارائهء طريقى كه گاداتاس نمود ، به ميل خود تسليم شدند و قلاع را تحويل سپاه كورش دادند .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: گزنفون
ص١٥٤