تا براى حفظ آبرو و حيثيت خود بكوشد ، و نام خود را سربلند سازد . بديندليل كورش هر فرمان را به نام سركردهاى كه لياقت و استعداد آن كار را داشت صادر مىكرد . سركردهء نامبرده كه خود را مشخص و مباهى مىديد ، مىكوشيد مأموريت خود را بهنحو احسن به پايان برساند .
بارى ، سربازان بهمحض اينكه غذاى خود را خوردند و قراولان در جاى خود قرار گرفتند ، به استراحت پرداختند . در نيمههاى شب شيپورها طنينانداز شدند . كورش به كريزانتاس امر كرد در رأس سپاه قرار گيرد . خود در بين سركردگان به گفتوگو پرداخت . كريزانتاس به امر كورش حركت كرد ، منتها دستور داشت كه آهسته راهپيمايى كند تا ديگران آماده شوند و همينكه فرستادهء كورش آمادگى آنان را به اطلاع او رساند ، به حركت معمولى مبادرت ورزند . خود مراقب بود به محض اينكه هر ستون آماده شد ، متعاقب ستونهاى قبلى حركت كند . چون كليهء دستهها به راه افتادند سوارانى نزد كريزانتاس فرستاد و آمادگى سپاه را خبر داد و فرمان داد سريعتر حركت كنند .
آنگاه خود بر اسب تيزپايى سوار شد و كليهء ستونها را بازديد نمود . چون ديد عموم سربازان در سكوت عميقى با نظم و ترتيب كامل به حركت آمدند ، گاهى به آنان نزديك مىشد ، از نام و احوالشان سؤال مىكرد ، به آنها تبريك مىگفت و تشويقشان مىكرد . و چنانچه بىنظمى در صفوف مىديد بىدرنگ به رفع آن مبادرت مىورزيد . فراموش كرديم از يكى از دستورهاى احتياطى اين سرفرمانده در آن شب تاريخى ياد كنيم ؛ در مقدمهء سپاه يك گروه از زبده سربازان معين كرده و دستور داده بود بهنحوى حركت كند كه فرمانده سپاه را ببينند و او هم پيوسته متوجه آنان باشد . اين دسته موظف بود كه هر اتفاقى صورت مىگرفت فورا به فرمانده اطلاع دهد و تحت فرماندهى جوانى اداره مىشد كه رابط بين ستون و فرمانده خود بود . اين بود نظم و نسق ستونى كه در آن شب تاريخى به قصد فتح بابل به حركت آمد .
چون روز فرارسيد و هوا روشن شد ، كورش ، صفوف پياده و سوارهنظام كادوزىها را كه در عقبهء سپاه حركت مىكردند رها كرد و به بازديد صفوف مقدم پرداخت و به سواران ستونهاى مقدم دستور داد چون دشمن در كمين است ، بايد مراقب باشند بهمحض اينكه از دور نمايان شدند ، بىدرنگ به كارزار قطعى بپردازند و اگر مقاومت نشان داد بر او بتازند ، و اگر فرار كرد گروهى فراريان را تعقيب كند . كورش براى رساندن فرمانهاى خود به دستههاى مختلف پيوسته سوارانى تيزپا در دسترس خود داشت و هيچگاه اجازه نمىداد كه سوارها از او منفك باشند . اين بود خلاصهاى از طرز فرماندهى كورش و نظم و انضباطى كه در لشكركشىهاى بزرگ مقرر مىداشت . خودش هيچگاه در محلى ثابت برقرار نمىماند ، بلكه پيوسته ستون را بازديد مىكرد و از احتياجات هريك آگاه مىشد و آنها را برآورده مىكرد .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: گزنفون
ص١٤٦