تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مطمئن باش با كمكى كه به ما كردى براى خود دوستان صميمى و باوفايى فراهم كرده‌اى كه كم‌تر از اولاد و نوه‌هاى تو نخواهند بود . » در همان موقع سركردهء هيركانى چون از ماوقع مطلع شد سراسيمه نزد كورش دويد . دست راستش را به علامت بيعت و نهايت صميميت در دست گرفت و گفت : « اى سرور و ارباب ما ، اى كورش عزيز و بلنداختر ، درود بىپايان بر خدايان كه مرا به سوى تو راه‌نمايى كردند تا در خدمتت بمانم و طوق بندگىات را گردن نهم . » كورش جواب داد : « برو و فرمان‌دهى اين قلعه كه تملكش اين همه مايهء وجد و سپاس‌گزارى تو شده است ، بر عهدهء خود بگيرد و به طريقى اداره كن كه اين پيروزى براى ملتت مبارك و براى ياران و متحدين ما مفيد و ثمربخش باشد ، مخصوصا براى گاداتاس كه در پيروزى ما كمك فراوانى نموده است . » - آيا چون كادوزىها و ساس‌ها فرارسيدند و وضع را بدين‌منوال به نفع متحدين ديدند ، رخصت مىدهى كه با گاداتاس انجمن كنيم و نقشه طرح كنيم تا بتوانيم از اين محل بهتر و آسان‌تر استفاده كنيم ؟ كورش پيش‌نهادش را پذيرفت . سپس عموم قبايلى را كه اين محل مستحكم در وضعشان دخيل بود فراخواند و مقرر داشت كه اين محل را به‌خوبى نگه‌دارى كنند تا از آن در حملهء عمومى عليه آسوريان استفاده برند . بنابراين ، كادوزىها و ساس‌ها و هيركانيان جمع شدند و با شدت و عدهء كثير مصمم به اقدام شدند . كادوزىها قريب بيست و پنج هزار پياده و چهار هزار سوار ، ساس‌ها دو هزار تيرانداز پياده و دو هزار سوار ، و هيركانىها آنچه در اختيار داشتند و دو هزار سوار مجتمع ساختند . در مدتى كه كورش در اطراف مواضع مستحكم براى رتق‌وفتق امور جنگى توقف كرده بود ، عدهء كثيرى از آسوريان ، از ترس همسايگان ستم‌كار و به عشق فداكارى در راه كسى كه به نجاتشان همت گماشته است با اسب و تجهيزات به يارى او شتافتند . در اين اثنا ، گاداتاس رسيد و به عرض كورش رساند كه شاه آسورىها از شدت خشم از آنچه به وقوع پيوسته دستور داده است به سرزمين او حمله كنند . و اضافه كرد : « اگر اجازه دهى براى دفاع از سرزمين خود به آنجا بروم و مواضع مستحكم خود را حفظ كنم . بقيه اهميتى ندارد . » كورش جواب داد : « اگر هم‌اكنون حركت كنى چه موقع به آنجا خواهى رسيد ؟ » - در ظرف سه روز خود را به آنجا خواهم رساند . - آيا آسورىها قبل از اين تاريخ به آنجا خواهند رسيد ؟ - تصور مىكنم زودتر برسند . چه مادام كه تو از آنها فاصله دارى تعجيل خواهند كرد خود را به آنجا برسانند . - تصور مىكنى كه من و سپاهيانم در چه مدت به آنجا برسيم ؟
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 143 | گزنفون / رضا مشايخى