تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شده نزديك بود از پا درآيند . از همه‌سو سپاهيان آسور با پرچم شاه خود پديدار شدند و چيزى نمانده بود كه گاداتاس و همراهانش محصور و اسير شوند كه ناگاه از دور طلايهء سپاه كورش پديدار شد . ديدار رايت سپاه كورش اميد و نشاط در دل خسته و ناتوان محصورين پديد آورد ، همان اميد و نشاطى كه ديدار ساحل پس از يك شب طوفانى و خطرناك ، در دل ملوانان ايجاد مىكند . كورش از وضع گاداتاس بدوا متحير شد ، ولى چون از ماوقع اطلاع يافت و ديد كه دسته‌هاى مختلف سپاه خصم به او رو آورده‌اند ، فرمان آماده‌باش به سپاه خود داد و يكسره به قلب آسورىها تاخت . آسورىها كه متوجه مخاطره شدند پا به فرار گذاردند . كورش دستور داد ستون‌هايى كه مأمور تعاقب دشمن بودند فراريان را تعقيب نمايند و خود از عقب سر آنان به راه‌پيمايى ادامه داد . رانندگان بسيارى از ارابه‌هاى جنگى كه در حين فرار سريع ، به بيرون پرتاب شده بودند ، دست‌گير شدند . از بين فراريان عدهء بسيارى كشته شدند ، و من‌جمله آن‌كس كه گاداتاس را مجروح نموده بود نيز به سزاى خويش رسيد . پياده‌نظام آسورى نيز پا به فرار گذاردند و عده‌اى به همان قلعه پناه بردند . بقيه خود را به شهر بزرگى در قلمرو آسوريان رساندند . شاه آسور نيز با باقىماندهء سواره‌نظام و پياده‌نظام خود و هم‌چنين عده‌اى ارابه كه باقى مانده بود به آن محل پناه برد . كورش پس از اين عمليات درخشان به سرزمين گاداتاس قدم گذارد و كسى نزد وى فرستاد و از احوالش سراغ گرفت و از جراحاتش پرسيد . ولى هنوز بين راه بود كه گاداتاس را ديد كه مرهم بر زخم‌هاى خويش نهاده است و به استقبالش مىشتابد . كورش چون او را بديد بسيار مسرور شد و گفت : « من كسانى نزد تو فرستاده بودم تا از حالت جويا شوند . » - من به يارى خدايان خدمتت مىشتافتم تا از فتوت و جوان‌مردى تو سپاس‌گزارى نمايم . تو بدون اين‌كه احتياجى به ما داشته باشى ، يا وعدهء كمك و همراهى داده باشى ، و يا من خدمتى انجام داده باشم كه مستحق چنين احسانى باشم ، فقط براى اين‌كه در پيش‌رفت كار دوستانت كمك ناچيزى كرده‌ام ، در اين روز گرفتارى و بلا به نجاتم شتافتى . اگر تو نرسيده بودى مرا كشته بودند ، ولى به دست تو نجات يافتم . اگر من صاحب فرزندى بودم ، حتم دارم پسرم ، نمىتوانست چنين خدمتى به من بكند . من پسرانى سراغ دارم ، از قبيل پسران همين پادشاه فعلى آسور كه مزاحم و مخل پدران خويش‌اند . كورش جواب داد : « اى گاداتاس ، در اين محل چيزهاى ديگرى ديده مىشود كه به مراتب از آنچه مرا تمجيد مىكنى ، بيشتر شايستهء مدح و ثنا هستند . » - چه چيزى ممكن است باشد ؟ - دل‌آورى پارسىها و مادىها و هيركانيان در مساعدت به تو . كوشش ارمنيان ، كادوزىها و ساس‌ها كه به اين سرعت راه‌پيمايى كردند ، ضعف و خستگى به خود راه ندادند و به موقع بر