ستمكاران تاختند و تو را نجات دادند .
آنگاه گاداتاس ، دست تضرع بهسوى خدايان دراز كرد و چنين گفت : « خدايان عموم سربازان را سزاى نيك عطا كنند و به آنكس كه آنان را اينچنين تربيت كرده نصرت و پيروزى دهند . اى كورش ، استدعايم اين است كه رخصت دهى تا اين پيشتازان غيور در اين گوشه دمى بياسايند و از آنچه فراهم ساختهام تناول كنند . » آنگاه مقدار زيادى خوراك و حيوان براى ذبح و قربانى تقديم كرد و ، با اجازهء كورش ، عموم سپاهيان به صرف غذا پرداختند .
افراد كادوزى كه در دنبال ستونها در حركت بودند نتوانسته بودند خود را به همان سرعت برسانند ، لذا بدون اينكه از كورش كسب اجازه كرده باشند ، يك عده بهسوى بابل رهسپار شدند .
شاه آسور كه سواران كادوزى را در اطراف متفرق ديد ، به ناگاه با صفوف منظم از كمينگاه خود خارج شد و بر آنها تاخت . عدهاى ، منجمله سركردهء آنان را كشت ، اسبان و اموال بسيارى از منهزمين به غنيمت گرفت و به قلعهء خويش درآمد . عدهاى از كادوزىها كه اين غايله جانى به سلامت برده بودند خود را به كورش رسانده ، وضع آنان را عرضه داشتند . كورش به محض اينكه از اين ماجرا مطلع شد به استقبالشان شتافت ، زخمىها را استمالت داد و عموم مجروحين را نزد گاداتاس فرستاد تا مرهم بر زخمهايشان نهند ، بقيه را در خيمههايى كه برپا داشت جا دادند و خود مراقب بود تا چيزى در خدمتگزارى آنان فروگذار نشود . كورش كه دلى رئوف و مهربان داشت مانند آيينهاى بود كه آلام و محنت ديگران را در خود منعكس مىكرد ، رخسارش مكدر و روحش ملول بود و حتى در حين صرف شام كه عموم حضار به خوردن غذا پرداخته بودند ، او با كمك جرّاحان و خدمتگزاران ، يكيك مجروحين را بازديد مىكرد و از وضع استراحت آنها و دوا و خوراكشان اطلاع حاصل مىكرد .
بدينترتيب ، دوران كوتاه استراحت سپرى شد . در طليعهء صبح جارچيان از طرف كورش ندا دردادند كه عموم سركردگان كادوزى شرفياب شوند . كورش حضار را مخاطب ساخته گفت :
« متحدين و ياران من ، از اينگونه پيشآمدها مغموم و مأيوس نشويد . انسان خطاكار است و بارها متحل خطا و مرتكب قصور مىشود . تعجبى نيست . اما بايد از آنچه بر سر آدميزاد مىرسد پند بگيرد و از هر پيشآمدى درس عبرت بياموزد . بر شماست كه بعد از اين ، چون عدهء كافى براى مقابله با خصم نداريم هيچگاه از عمده قوا منفك نشويد . البته غرض اين نيست كه بايد از اظهار دليرى و تاخت بر دشمن احتراز جست ، بلكه تاخت و حمله ، ولو با عدهء كم ، وقتى بسيار مفيد و مناسب است ، كه قواى ذخيره و امدادى در دسترس مهاجم باشد يا با فرمانده ديگرى كه قواى كافى در اختيار دارد مرتبط و در تماس باشد تا از او حمايت شود و اگر در محلى دچار خطايى شد يا بيش از حد پيشروى كرد ، مراقب او باشد و چنانچه دشمن خطايى مرتكب شد ، بر
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: گزنفون
ص١٤٩