تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
جنگى است . پس از پيش‌تازان بايد سربازان سنگين اسلحه راه‌پيمايى كنند . بر فرمان‌دهان دسته‌هاست كه شب قبل از اين‌كه به استراحت بپردازند ، كليهء تجهيزات هر دسته را در يك محل بينبارند ؛ و قبل از طليعهء صبح همه تجهيزات خود را بردارند و قبل از سر زدن آفتاب همه در صفوف خود با نظم كامل حركت كنند . متعاقب سنگين اسلحه‌ها ، سواره‌نظام تحت فرمان‌دهى ماداتاس پارسى حركت خواهند كرد . در رأس هر گردان سوار يك رسدسوار خواهد بود و همان آرايشى را خواهند داشت كه پياده‌نظام در صفوف مقدم دارند . متعاقب صفوف مقدم سواره‌نظام گروه متراكم سوارها تحت فرمان‌دهى رامباكاس مادى قرار خواهد گرفت . سپس نوبت سواره‌نظام تو ، اى تيگران ، خواهد بود . سپس سواره‌نظام كادوزى و ساس . كادوزيان در صفوف آخر قرار خواهند گرفت . بايد همهء افراد مهر سكوت بر لب گذارند . شب‌هنگام هشيار باشيد . چه شب‌هنگام كه چشمان سرباز قدرت ديد ندارد بايد گوش او مراقب باشد . مبادا هنگام شب نظم خود را برهم زنيد . زيرا مرتب كردن صفوف ، شب‌هنگام به مراتب مشكل‌تر است از روز ؛ و بدين لحاظ بهتر است آرايش جنگى خود را شب نيز كم‌وبيش حفظ كنيد و سكوت بر همه‌جا حكم‌فرما باشد . قراولان و پاس‌داران شب بايد متعدد و هشيار باشند ، پاس‌داران بايد آهسته حركت كنند تا خواب سربازان بىجهت مختل نشود و استراحت كنند . چون صبح فرارسيد شيپور آماده‌باش از هرسو طنين‌انداز شود ، هر سرباز به‌محض اين‌كه آهنگ شيپور را شنيد بايد با تجهيزات ، بىدرنگ آمادهء حركت شود . هدف ما ، اى سربازان دلير ، بابل است . جملگى به آن سو متوجه باشيد و بكوشيد تا پرچم پيروزى را برافرازيد . پس از صدور اين فرمان‌ها عموم سركردگان به خيمه‌هاى خود مراجعت كردند ، جملگى متوجه شدند كه كورش فرمان‌هاى خود را به نام هريك از سركردگان صادر كرد و نام كليهء آنان را از بر مىدانست . مىگفتند كورش مانند طبيب حاذقى كه نام جملهء لوازم كار و اسباب جراحى را از بر مىداند ، اسامى كليهء سلاح‌ها و نام و عنوان كليهء سركردگان را در ذهن خويش دارد و هرگاه بخواهد سركرده‌اى را مفتخر و مباهى كند ، او را با نام و عنوان خود مىخواند ، چه معتقد است سركردگان كه مىبينند سرفرمان‌دهى نام و نشانىشان را به‌خوبى مىداند ، در خود غرور و اعتماد كاملى حس مىكنند و مىكوشند با نشان دادن عمليات درخشان خود را نزد سرفرمان‌دهى معزّز نمايند و نام خود را لكه‌دار نكنند . چه‌قدر مضحك است كه سرفرمان‌دهى مانند بعضى از سرداران نالايق فرمان دهد : « او سربازان را از آب عبور دهد ، يا آن يكى از راه جنگل پيش برود . . . » وقتى چنين فرمانى صادر شود ، جملهء سركردگان به روى هم نگاه مىكنند ، احدى در امتثال امر كوشا و ساعى و سريع نيست ، يا اگر دچار شكست و بىنظمى شدند ، كسى از شرمسارى سرخ نمىشود ، يا ترس از بازخواست و تنبيه ندارد . چه فرمان به نام شخصى معين صادر نشده است