تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
- اگر مورد سوءظن واقع نشود ، البته او را مىپذيرد . - پس براى اين‌كه مورد سوءظن واقع نشود ، ما با قواى خود بر او يورش بريم و او هم با كمال رشادت بجنگد تا معلوم نشود كه با ما سروسرى دارد . من قسمتى از خاك او را تصاحب مىكنم و او تنى چند از مردان مرا يا قاصدانى كه براى دشمنان آسورىها مىفرستم ، ظاهرا دست‌گير خواهد كرد و لاف دوستى با شاه آسوريان خواهد زد . اسراى ما اقرار خواهند كرد كه مخفيانه به قشون خصم مىرفتند تا نردبان‌هايى تهيه كنند و مقدمات حملهء ما را به بارو و برج‌ها فراهم سازند . گاداتاس از شنيدن اين اخبار به هم برخواهد آمد و مطلب را به شاه خود خواهد گفت . - اگر چنين خوش‌خدمتيى نشان دهد ، مطمئن هستم او را در قلعه خواهند پذيرفت و از او تقاضا خواهند كرد در همين محل بماند تا اين‌كه شما مراجعت كنيد . - آيا پس از اين‌كه وارد قلعه شد مىتواند آن را به دست ما بدهد ؟ - به نحو مطلوب ؛ يعنى همين‌قدر كافى است شما از خارج به قلعه يورش آوريد تا او به ناگاه از داخل به پادگان آن بتازد . - پس برو با او به مذاكره بپرداز ، تعليمات كافى به وى بده و براى اطمينان‌خاطرش هيچ دليل بهتر از معامله‌اى كه با تو روا داشته‌ايم نخواهد يافت و تفصيل را براى او حكايت كن . گوبرياس پس از اخذ اين دستورها به راه افتاد . گاداتاس از شنيدن پيش‌نهاداتش غرق شادى شد و با منت تمام دست دوستى و اتحاد به او داد . چون گوبرياس به عرض كورش رساند كه همه چيز به نحو مطلوب پيش‌رفت نموده است ، از فرداى آن روز حمله آغاز شد . گاداتاس مقاومت نشان داد ولى كورش محلى را كه گاداتاس قبلا نشان داده بود مسخر ساخت . و اما از راه‌نمايانى كه كورش براى راه‌نمايى سپاهيان فرستاده بود عده‌اى از طرف گاداتاس دست‌گير شدند و علنا مورد بازخواست قرار گرفتند ، بقيه را مخفيانه فرار داد تا نردبان و ساير وسايل كار سپاه كورش را تهيه نمايند . به محض اين‌كه اقرار اسرا را شنيد ، شبانه به سوى قلعه به راه افتاد و به تمهيد وارد آن شد و در موقع معين با علامات مخصوص كه مقرر شده بود ، قلعه را ، با كمك اسرايى كه كورش فرستاده بود ، به دست كورش ، كه از خارج حمله‌ور شد ، دادند . چون اين مقدمات به‌خوبى انجام يافت گاداتاس در قلعه را باز كرد و به استقبال كورش شتافت ، خود را بر خاك انداخت و گفت : « اى كورش خوش آمدى ، قدمت مبارك باد . » كورش جواب داد : « شما مرا براى نجات خود فراخوانده‌ايد ، اكنون به يارى خدايان به كمك شما آمده‌ام . دست‌يابى ما به اين موضع محكم بسيار مهم و ضرورى بود . گاداتاس ، اگر اين جابر ستمگر تو را از داشتن اولاد محروم ساخته از كمك و مصاحبت ياران صميمى محرومت نكرده است ،