تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نهب و انهدام سرزمين آسوريان و سهم غنايمى كه نصيب گوبرياس شد . كورش يكسره بر بابل تاخت و عبث آسوريان را به جنگ دعوت نمود . گاداتاس « 1 » به كورش ملحق شد . الحاق كادوزىها و ساس‌ها به كورش . گاداتاس ره‌سپار سرزمين خود شد تا از آن دفاع كند . گفتار كورش . چرا كورش نام فرمان‌دهان سپاه خود را از بر مىدانست . مهارت كورش در امور سپاه‌كشى .

فصل سوم انهدام سرزمين آسوريان . الحاق گاداتاس ، كادوزىها و ساس‌ها به كورش . مهارت كورش در لشكركشى

بارى پس از چهار روز راه‌پيمايى به انتهاى سرزمين‌هايى كه تحت فرمان گوبرياس بود رسيدند . كورش به محض اين‌كه دانست قدم به سرزمين دشمن گذارده است فرمان استراحت داد ، آن‌گاه خود در رأس پياده‌نظام و عده‌اى از سپاهيان سوار ، كه ضرورى مىدانست ، قرار گرفت و آنها را آرايش جنگى داد . سپس فرمان داد تا سپاهيان به اطراف بتازند و كسانى را كه سر مخالفت دارند به هلاكت رسانند ، و آنچه از گله و احشام بيابند به اردو بياورند . به پارسىها فرمان داد با سواران مذكور حركت كنند . در اين سفر جنگى عده‌اى از پارسىها از اسب به زمين خورده و مجروح شده بودند ولى اكثرشان با غنايم بىشمار به اردوگاه مراجعت نمودند . چون به تقسيم غنايم مشغول شدند ، كورش سركردگان مادىها و هيركانيان ، و هم‌چنين رؤساى قبايل ، را احضار كرد و خاطرنشان نمود : « گوبرياس به همهء ما مهمان‌نوازى و اكرام بسيار نمود . پس سزاوار است پس از اين‌كه حصهء سپاهيان و آنچه بايد در راه خدايان انفاق شود برگزيديم بقيه را به او تفويض داريم تا نمك‌شناسى خود را به ثبوت رسانده باشيم . » عموم حضار اين رأى را پسنديدند . يكى از حضار كورش را مخاطب ساخته گفت : « اى كورش تصور مكن كه چون ما كف زمين را از سكه‌هاى داريك فرش نكرده يا در جام طلا شراب
هامش
( 1 ) .Gadatas