دشمن با ما مواجه شد و شكست يافت و پراكنده شد ، تعداد لشكريانش به مراتب از ما كمتر شده است و از روزى كه از برابر ما فرار را بر قرار ترجيح دادند ، تا امروز كه در اين گوشه پنهان شدهاند ، از تعدادشان بسيار كاسته شده است . و حال آنكه ما امروز به مراتب از آن زورمندتريم ، زيرا پيروزى در نبرد با خصم بر قدرتمان افزوده است . شمارهء سپاهيان ما بيشتر شده است ، زيرا شما نيز به ما ملحق شدهايد . بايد حق و انصاف را مراعات نمود و افرادى كه با صميميت و دلآورى با ما طى طريق مىكنند خرد و ناچيز نشمرد و از ارزش آنان نكاست . زيرا ، اى گوبرياس ، كسانى كه به صفوف فاتحين مىپيوندند قوىدل مىشوند . باز اين نكته را هم فراموش مكن كه دشمن ممكن است اكنون ما را ديده باشد . مطمئن باش اگر از همين محل حمله آغاز كنيم به مراتب در نظرشان مخوفتر و مقتدرتريم تا اينكه در اردوگاه خود بمانيم و خود را مدد و ناتوان يا ضعيف معرفى نماييم و اينگونه وانمود سازيم كه از ديدار برج و باروى خصم ، به دلمان هراس راه يافته و مجبور شدهايم قدرى بياساييم تا نفس تازه كنيم و بر عاقبت كار خويش بينديشيم . نه گوبرياس ، عقيدهء من اين است كه بىتأمل حمله آغاز كنيم . پس صفوف را يكسره به سمت بابل هدايت كن . »
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: گزنفون
ص١٣٩