حريف مجال و فرصت دهيد تا پيروز شود ، تمام هستى و مايملكتان در زير سم ستوران خصم قهار و سنگدل پامال و منكوب خواهد شد . در حقيقت شاه آسور با من دشمنى مىورزد . نه به سبب آنكه از من تنفر دارد ، بلكه بدينسبب كه نيرومندى ما را مخالف منافع خود مىبيند . از اين روست كه با ما به جنگ و پيكار پرداخته است ، درصورتىكه شما را منفور مىدارد ، زيرا شما به او اهانت روا داشتهايد . »
شنوندگان سخنان كورش را تأييد كردند و درخواست نمودند كه آنچه صلاح مىداند رفتار كند ، آنها مترصد و كوشا هستند تا ببينند اين غايله به چه نحو خاتمه خواهد يافت . آنگاه كورش سؤال كرد : « آيا آسوريان شما را يگانه دشمنان خود مىپندارند يا ملل ديگرى نيز با آنان سر مبارزه دارند ؟ » پادشاه هيركانى جواب داد قوم كادوزى كه غيرتمند و بىشمارند ميانهء خوبى با آسوريان ندارند ؛ بههمان قرار ساسها كه همسايهء ما هستند و تاكنون از آسورىها جور و ستم بسيار ديدهاند ، چه بارها كوشيدهاند تا آنان را نيز مانند ما تحت سلطهء خود درآورند و اسير و بردهء خويش گردانند .
- آيا اطمينان داريد كه اين دو قوم امروز با ما متحد شوند و عليه دشمن مشترك قيام نمايند ؟
جواب دادند : « با نهايت ميل و اشتياق منتظر فرصتاند تا تحت لواى كورش درآيند . » كورش پرسيد : « چه مانعى در پيش است تا با من متحد شوند ؟ »
- همين آسورىها كه امروز از خاكشان عبور مىكنى .
اى گوبرياس تو مگر شرح مفصلى در خلق سوء و روش ناپسند اين جوان كه بر آسوريان حكومت مىكند بيان نكردى ؟
- من خود قربانى همين خلق ديومنش و ناپسند وى گرديدهام .
- آيا تنها با تو چنين رفتار ناپاكى داشته است يا با ديگران نيز همينگونه رفتار مىكند ؟
- با ديگران نيز همينگونه رفتار مىكند ، چه او مردى است عاجزكش . پسر مرد ديگرى كه از حيث قدرت بهمراتب از من برتر است ، مانند پسر من يار و معاشر هميشگى اين سفّاك بود . يك روز در حين بادهنوشى ، بهناگاه مقرر داشت جوان را مثله كنند . به اين عذر و بهانه كه معشوقهء شاه زيبايى آن جوان را ستوده و خندهكنان گفته بود زنى كه به حبالهء نكاح وى درآيد خوشبخت خواهد شد . بهانهء اين رفتار خونخوارانهاش اين بود كه جوان خواسته است معشوقهء او را از راه به در كند . بارى اين جوان ناقص پس از مرگ پدر بر سرزمينهاى خود حكومت مىكند .
- آيا اگر دريابد كه ما درصدد خدمت به وى هستيم ما را در ملك خويش خواهد پذيرفت ؟
- من ترديدى ندارم . ولى وصول به آن سرزمين بسيار دشوار و راه آن طولانى است .
- چرا ؟
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: گزنفون
ص١٣٧