پرمعنى مطرح مىكند . در بين پارسىها مرسوم و متداول است كه در سر سفره بايد عاقل و قانع بود ، معتقدند بلعيدن طعام با حرص و ولع كار چهارپايان و خوكان است ، نه انسان تربيت يافته .
باز توجه كرد كه پارسىها در حين تناول غذا دوست دارند در مسائل مختلف به بحث و گفتوگو بپردازند ، برخى از اوقات ضمن گفتوگو براى انبساط خاطر يكديگر مطايبهگويى مىكنند بدون اينكه از حدود نزاكت و عفاف خارج شوند . اگر مزاح كنند سخنان ناشايست و زننده بهكار نمىبرند ، هرگز حركتى نسنجيده يا مستهجن از خود نشان نمىدهند يا سخنانى كه مايهء كدورت و نقار باشد بر زبان نمىآورند . اما آنچه بيش از همه مايه تمجيد و درخور تحسين او شد اين بود كه در اين سپاه كه جملگى بهطور متساوى در معرض خطر مشتركى قرار دارند ، احدى براى خود در جيرهء غذا يا ساير ضروريات حقى بيشتر از ديگران قايل نبود و چنين توقعى اصولا در مخيلهء هيچيك از افراد يا سركردگان خطور نمىكرد ، بلكه عموما بدينعقيده بودند كه بهترين غذا آن است كه سربازان را بهتر مهياى نبرد كند . گويند در نتيجهء اين مشاهدات بود كه چون گوبرياس از جاى خود برخاست تا عازم مسكن خويش گردد گفت : « اى كورش ، بيهوده نيست كه ما با وجود خزانههاى مملو از سيم و زر و جواهر گرانبها ، داراى ارزشى بهمراتب كمتر از شما هستيم . ما همّ خود را مصروف اين مىكنيم كه ثروت و مكنت را در گوشهاى انباشته سازيم ، حال آنكه شما سعى وافى بهكار مىبريد تا خود را بهتر و هرروز شايستهتر سازيد . » كورش جواب داد :
« گوبرياس ، فردا در سپيدهء صبح با عموم سواران خود به اردو بيا تا وضع سربازانت را ببينم ، آنگاه تو ما را به اقصى نقاط ملكت راهنمايى كن تا ببينم كه را مىتوانيم بهعنوان دوست برگزينيم و با كدام طايفه بايد به نبرد و دشمنى پردازيم . »
فرداى آن شب ، در طليعهء صبح ، عموم سواران آسورى تحت امر گوبرياس در خارج از قلعه حاضر شدند و بهعنوان راهنما پيشاپيش سپاهيان ايرانى رهسپار شدند . كورش ، همانگونه كه درخور فرماندهان بزرگ است ، هم خويش را مصروف تنظيم جزئيات راهپيمايى افراد نمىنمود ، بلكه پيوسته مسائل خطير را پيش از وقوع مطرح نظر قرار داده موانع و مشكلات را پيشبينى مىنمود ، براى نيل به پيروزى به تفكر مىپرداخت ، در حين راهپيمايى مترصد بود چگونه از قواى مهاجمين بكاهد و بر نيروى قدرت خويش بيفزايد . بدينمنظور گوبرياس و هيركانيان را نزد خويش فراخواند تا اطلاعات مفيد از آنان كسب كند : « دوستان من ، حتم دارم با بحث و مداقه با ياران باوفا و صميمى مانند شما در وسايل و تدابيرى كه در اين كارزار بايد بهكار بنديم هيچگاه دچار ترديد و خطا نخواهيم شد . زيرا حتم دارم شما بيش از من علاقهمند هستيد كه آسورىها هيچگونه مزيتى بر ما تحصيل نكنند . اگر من در نقشهام دچار شكست شوم ، عنان سپاهيان خود را بهسوى ديگرى معطوف خواهم كرد ولى چنانچه شما توفيق نيابيد و به
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: گزنفون
ص١٣٦