عزيمت كورش نزد گوبرياس كه خود را در اختيار كورش گذارده بود .
گوبرياس در اردوى ايرانيان . مذاكرهء كورش با گوبرياس و سركردهء هيركانيان . عزيمت سپاهيان كورش به بابل .
فصل دوم مذاكرهء كورش با گوبرياس و سركردهء هيركانيان . عزيمت سپاهيان به بابل
فرداى آنروز ، در طليعهء صبح ، عموم سپاهيان عازم محل اقامت گوبرياس شدند . كورش بر اسب سوار بود و در مقدمهء سپاه حركت مىكرد . به دنبال او هزار تن سوار پارسى و دو هزار تن سرباز پياده كه جملگى با سپر و خنجر مسلح بودند رهسپار شدند و بقيهء سپاه با نظم كامل پشت سر آنان حركت كردند . كورش بهمنظور آگاه ساختن تازهواردان مقرر داشت مجددا اعلام نمايند كه هريك از افراد پيادهنظام چه در صفوف مقدم و چه در عقبهء سپاه ، از صف خارج شود يا در راهپيمايى نظم و ترتيب را برهم زند ، مؤاخذه و تنبيه خواهد شد .
روز بعد ، بعدازظهر به مركز گوبرياس كه قصر و باروى بسيار معظم و محكمى بود رسيدند .
سنگرها و باروهاى دفاعى براى جلوگيرى از حملهء دشمن ساخته شده بود . پشت سر خطوط دفاعى گلههاى متعدد دواب از گاو و گوسفند مشغول چرا بودند . گوبرياس از كورش تقاضا كرد كه سوار بر اسب حدود خارج قصر را بازديد كند و ببيند آيا محلى كه از حيث وسايل دفاعى ناقص يا ضعيف باشد وجود دارد يا نه . همچنين مردان مورد اعتماد و آزموده به داخل گسيل داشتند تا وضع داخلى را نيز بهدقت بررسى كنند . كورش براى حصول اطمينان كه آيا واقعا قصر غيرقابل تسخير است يا اينكه گوبرياس مبالغه مىكند شخصا از آن بازديد نمود و دريافت كه واقعا تصرف آن دشوار است . فرستادگان داخله نيز تأييد كردند كه مهمات و لوازم جنگ به مقدارى انباشته شده كه يك قرن تمام مىتوانند از آن استفاده برند . اين خبر در دل كورش اضطرابى توليد كرد . تا اينكه گوبرياس و همراهان مقادير بسيارى گندم و جو و گاو و بز و گوسفند و خوك خلاصه از همه نوع خوراكى به اندازهاى آوردند كه تمام اردو از لحاظ خوراك در