مادىها يكدل و يكصدا بانگ برآوردند : « اى كورش ، ما به امر تو از خاك خويش قدم بيرون نهادهايم ، زير لوايت مىجنگيم و تا زمانى كه بخواهى در خدمتت شمشير خواهيم زد و به خاك خود قدم نخواهيم نهاد . » كورش چون اين سخنان بشنيد رو به درگاه خدايان آورد و گفت : « از شما مسئلت مىكنم تفضل فرماييد تا من بتوانم در برابر اين همه محبت و احترام ، به كمك اعمال شايستهء خود ، موفق و پيروز شوم . » آنگاه مقرر داشت قراولان به پاسدارى پرداخته ، بقيه استراحت كنند . سپس دستور داد براى سواران خيمههاى مجهز تهيه كنند ، پيادهنظام را جاى راحت بدهند و خدام كه موظف به خدمت افراد هستند به تكاليف خود عمل كنند و اسبان را مراقبت نمايند و پارسىها كارى جز آماده ساختن خويش به امور جنگى نداشته ، خود را مهياى نبرد نمايند .
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: گزنفون
ص١٣٢