عليه وقت الفريضة ، و لديه ماء ، فيريق الماء ، و يعجّز نفسه عن الصلاة مع الوضوء ، و هذا لا يجوز عقلا ؛ لأنّه معصية .
الثانية : أن يقع [ التسبيب ] قبل فعليّة الوجوب ، كما لو أراق الماء في المثال [ المذكور ] قبل دخول الوقت ، و هذا يجوز ؛ لأنّه بإراقة الماء يجعل نفسه عاجزا عن الواجب [ أي الصلاة مع الوضوء ] عند تحقّق ظرف الوجوب ، و حيث إنّ الوجوب مشروط بالقدرة فلا يحدث الوجوب في حقّه [ أي في حقّ ذاك الإنسان العاجز ] ، و لا محذور في أن يسبّب المكلّف إلى أن لا يحدث الوجوب في حقّه ، و إنّما المحذور في أن لا يمتثله بعد أن يحدث .
شرح
ولى آن آب را به زمين مىريزد [ و هدر مىدهد ] و خود را از انجام دادن نماز با وضو عاجز مىسازد . اين كار عقلا جايز نيست ؛ زيرا معصيت است . [ چرا كه هم وجوب فعليت يافته است و هم قدرت بر امتثال دارد و فرض آن است كه تيمم بدل اضطرارى است نه اختيارى و ناچار ساختن خود به انجام فرد اضطرارى نيز گناه است . و يا اساسا مثال را اينگونه در نظر بگيريم كه شخصى در جايى آب و خاك براى وضو يا تيمم دارد ولى بعد از زوال كسب طهارت نمىكند و به اختيار از آنجا به جايى مىرود كه ديگر امكان وضو يا تيمم برايش نيست و امكان رجوع تا قبل از غروب را نيز ندارد . ]
صورت دوم آن است كه ، قبل از فعليت يافتن وجوب خود را عاجز سازد ؛ مانند آنكه در مثال بالا قبل از دخول وقت نماز آب را بريزد [ و هدر دهد ] و اين جايز است ؛ زيرا با ريختن آب خود را از انجام دادن واجب به هنگام رسيدن وقت وجوب عاجز مىگرداند .
و چون وجوب مشروط به قدرت است پس وجوبى در حقّ او حادث نمىشود . و هيچ محذورى نيست در اين كه مكلف سببى فراهم آورد كه وجوب در حقّ او حادث نشود .
و همانا محذور در اين است كه بعد از حدوث وجوب آن را امتثال نكند .
[ تا اينجا نتيجه آن شد كه مكلف در برابر مقدمات مفوّته مسئوليتى ندارد و اين مطلبى است كه سابقا نيز اشاره شد . ولى در اينجا مىخواهيم بر اطلاق آن خدشه وارد