خلاصهء مطالب گذشته
1 . قيد واجب گاه مقارن واجب و گاه مقدم بر واجب است و قيد وجوب نيز چنين است . قيد را در صورت اول « شرط مقارن » و در صورت دوم « شرط متقدم » مىگويند .
2 . امكان و استحالهء شرط متأخر محل بحث است . قائلين به استحاله گفتهاند : قيد نسبت به مقيد به منزلهء علت نسبت به معلول است و علت نمىتواند مقدم بر معلول باشد .
3 . دليل قائلين به استحالهء شرط متأخر تمام نيست ؛ زيرا قيد واجب علت ذات واجب نيست ، بلكه سبب تحصيص طبيعت است و قيد محصّص مىتواند مؤخر باشد . اما قيد وجوب قيد حكم مجعول است نه قيد جعل ، و وجود مجعول مىتواند مشروط به امرى متأخر باشد .
4 . امكان تقدم زمان وجوب بر زمان واجب محل بحث و گفتگوست . برخى اصوليون چنين چيزى را ممكن شمرده و آن را « واجب معلّق » ناميدهاند .
5 . مشكل مقدمات مفوّته با پذيرفتن واجب معلّق حل مىشود ؛ زيرا ؛ با فعليت يافتن وجوب قبل از زمان واجب ، مكلف عقلا مسئول تدارك مقدمات قبل از زمان واجب خواهد بود .
6 . امكان و يا امتناع واجب معلّق منوط به امكان يا امتناع شرط متأخر وجوب است ؛ زيرا زمان از جمله قيود غير اختيارى است و نمىتواند فقط شرط واجب باشد پس شرط واجب و وجوب است . حال اگر امكان شرط متأخر را بپذيريم مىتوان گفت وجوب پيشتر فعليت دارد ولى شرط آن بعدا حاصل مىشود . بنابراين واجب معلّق شكل خواهد گرفت و گرنه