مشروطة بعدم معارضته و مخالفته لدليل قطعيّ ، و كنّا نقصد بالمخالفة هناك المخالفة على نحو التعارض المستقرّ . و أمّا إذا كان خبر الواحد مخالفا من القسم الأوّل [ أي إذا كان مخالفته للقرآن بنحو التعارض غير المستقرّ ] فهو [ حجّة في نفسه ، و قد يقدّم على الكتاب بمقتضى الجمع العرفي ، و لكنّه حينما يعارضه خبر آخر موافق للكتاب يصير مرجوحا ، و هذا المعنى هو ] المقصود في رواية عبد الرحمن .
و أمّا الصفة الثانية : و هي موافقة الخبر الراجح للكتاب الكريم ، فلا يبعد أن يراد بها مجرّد عدم المخالفة ، لا أكثر من ذلك بقرينة وضوح عدم مجيء جميع التفاصيل و جزئيات الأحكام الشرعيّة في الكتاب الكريم .
شرح
ساقط مىشود و صدور آن از معصوم مورد خدشه قرار مىگيرد ] .
مقصود ما از مخالفت خبر با قرآن در آنجا ، مخالفت به شكل تعارض مستقر بود .
اما اگر مخالفت خبر واحد [ با قرآن ] از قبيل مخالفت مطرح در قسم اول باشد [ كه قواعد جمع عرفى راه دارد و حجيت خبر مخدوش نمىگردد ، ] پس آن در روايت عبد الرحمن مقصود است .
اما صفت دوم كه عبارت است از : موافقت خبر راجح با كتاب كريم ، پس بعيد نيست كه مراد از آن مجرد عدم مخالفت باشد نه چيزى بيشتر از آن ، به قرينهء آنكه روشن است همهء تفاصيل و جزئيات احكام شرعى در كتاب كريم نيامده است . [ پس متوقع نيست كه عين مدلول هر خبر در قرآن باشد ؛ بلكه همين مقدار كه تعارض مستقر با قرآن نداشته باشد و مدلول آن با مدلول قرآن قابليت جمع عرفى داشته باشد ، كافى در موافقت داشتن خبر با قرآن است . بنابراين اخبار به چهار دسته تقسيم مىشوند : 1 . اخبارى كه مخالف قرآن هستند به نحوى كه تعارض آنها با قرآن ، تعارض مستقر است . 2 . اخبارى كه مخالف قرآن هستند به نحوى كه تعارض آنها با قرآن تعارض غير مستقر است .
3 . اخبارى كه موافق قرآن هستند به معناى آنكه مخالفت آشتىناپذير با قرآن ندارند ؛ بلكه مدلول آنها با مدلول قرآن قابليت جمع عرفى دارد و اين قسم اخبار با اخبار مذكور