فوت جد يا پس از آن معلوم نباشد ، باز هم استصحاب كفر پدر تا زمان فوت جد جارى است ؛ چون ملاك ، وجود شك در آن مقطع زمانى است كه استصحاب در آن مقطع جارى مىشود .
4 . گاه جزء دوم موضوع ، به توسط استصحاب نفى مىشود ؛ مثلا پدر مسلمان بود و مىدانيم كه كافر شد ؛ ولى نمىدانيم آيا در زمان حيات جد كافر شد يا بعد از وفات جد . پس مسلمان بودن او را تا هنگام فوت جد استصحاب مىكنيم . آنگاه ارث بردن نوه از جد نفى مىشود ؛ چه آنكه كفر پدر در حال حاضر براى ما معلوم باشد يا معلوم نباشد .
5 . گاه موضوع حكم شرعى مركب از دو جزء است و مىدانيم كه جزء اول حادث بود و سپس بر طرف شد ؛ ولى نمىدانيم چه زمان بر طرف شد و نيز مىدانيم جزء دوم حادث نبود و سپس حادث شد ؛ ولى نمىدانيم چه زمان حادث شد . در اين حال جريان استصحاب نسبت به هر جزء با جريان استصحاب نسبت به جزء ديگر تعارض مىكند و چون ترجيحى نيست هر دو ساقط مىشوند ؛ مثلا پدر كافر بود و بعد مسلمان شد و از آن طرف جد فوت نكرده بود ولى بعدا فوت كرد . پس استصحاب كفر پدر تا زمان فوت جد ، كه نتيجهاش ارث بردن نوه است ، تعارض مىكند با استصحاب عدم فوت جد تا زمان اسلام آوردن پدر ، كه نتيجهاش نفى ارث بردن نوه است . اين حالت را « حالت مجهول التاريخ بودن هر دو جزء » مىنامند كه براى آن سه صورت است :
6 . صورت اول آن است كه تاريخ هر دو جزء مجهول باشد كه در اين صورت امكان جريان هر دو استصحاب و تعارض و تساقط آنها جاى شك ندارد . صورت دوم آن است كه تاريخ بر طرف شدن جزء اول معلوم باشد ؛ ولى تاريخ حدوث جزء دوم و تقدم يا تأخر آن نسبت به جزء اول معلوم نباشد . و صورت سوم برعكس صورت دوم است . در اين دو صورت ، از آن جهت كه همان جزء معلوم التاريخ از لحاظ تقدم و تأخر نسبت به جزء ديگر ، مجهول التاريخ است ، بايد گفت كه استصحاب در هر دو جزء مىتواند جارى شود ، ولى چون دو استصحاب تعارض مىكنند ، هر دو ساقط مىشوند .
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 422
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٤٢٢