تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١

خلاصهء مطالب گذشته

1 . گاه تمام موضوع حكم شرعى به توسط استصحاب اثبات يا نفى مىشود و گاه موضوع مركب از دو جزء است و تنها يك جزء آن به توسط استصحاب اثبات يا نفى مىشود و جزء ديگر بالوجدان معلوم است . مثال حالت اول آن است كه ، حدوث حادثه‌اى و بر طرف شدن آن را مىدانيم ؛ ولى تاريخ حدوث و ارتفاع آن را نمىدانيم ؛ مثلا زيد ، كه كافر بود مسلمان شد ولى نمىدانيم صبح مسلمان شد يا بعد از ظهر . پس در مقطع زمانى صبح تا ظهر ، كه اسلام آوردن زيد مشكوك است ، مىتوان به حكم استصحاب او را باقى بر كفر دانست . آن‌گاه هر اثر شرعى كه مترتب بر كفر زيد پيش از ظهر است مترتب مىشود ؛ ولى هر اثر شرعى كه مترتب بر اسلام زيد بعد از ظهر است ، مترتب نمىشود ؛ چون اسلام زيد بعد از ظهر لازم عقلى كفر زيد پيش از ظهر است و در اين صورت استصحاب ، اصل مثبت مىگردد . 2 . مثال حالت دوم آن است كه ارث بردن نوه از جد متوقف بر فوت جد و عدم اسلام پدر تا زمان فوت جد است . حال اگر فوت جد در روز جمعه بالوجدان معلوم باشد ؛ ولى تاريخ اسلام آوردن پدر معلوم نباشد ، مىتوان عدم اسلام پدر را تا زمان فوت جد استصحاب كرد و ارث بردن نوه را ثابت كرد . اين در صورتى است كه اثر شرعى مترتب بر ذات دو جزء موضوع باشد . ولى در همين فرض اگر اثر شرعى مترتب بر وصف اقتران و اجتماع دو جزء باشد ، آن اثر مترتب نمىگردد ؛ چون اين وصف لازم عقلى و اثر تكوينى مستصحب است پس استصحاب اصل مثبت مىشود . 3 . اگر در مثال بالا مسلمان بودن پدر در حال حاضر معلوم باشد ؛ ولى اسلام آوردن او پيش از
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 421 | السيد محمد باقر الصدر / رضا اسلامى