و الاستصحابان متعارضان ؛ لعدم إمكان جريانهما معا ، و لا مرجّح لأحدهما على الآخر ، فيسقطان معا ، و تسمّى هذه الحالة بحالة مجهولي التأريخ .
و حالة مجهولي التأريخ لها ثلاث صور :
إحداها : أن يكون كلّ من زمان ارتفاع الجزء الأوّل [ يعني كفر الأب ] و زمان حدوث الجزء الثاني [ يعني موت الجدّ ] مجهولا .
ثانيتها : أن يكون زمان ارتفاع الجزء الأوّل [ يعني كفر الأب ] معلوما
شرح
استصحاب در اين مورد موجود است و بر اين استصحاب نفى حكم [ ، يعنى ارث نبردن نوه از جدّ ] مترتب مىگردد . اين دو استصحاب متعارض هستند ؛ چون جريان يافتن هر دو با هم ممكن نيست و هيچ مرجّحى نيست كه يكى بر ديگرى ترجيح پيدا كند . پس هر دو با هم ساقط مىشوند . اين حالت ، « حالت مجهول التاريخ بودن هر دو جزء » ناميده شده است .
حالت مجهول التاريخ بودن هر دو جزء ، سه صورت دارد [ كه در يك صورت هم زمان ارتفاع جزء اول و همزمان حدوث جزء دوم مجهول است ولى در صورت دوم و سوم ، زمان يكى معلوم و زمان جزء ديگر از اين نظر كه قبل يا بعد از آن بوده است ، مجهول مىباشد و بدين لحاظ زمان هر دو جزء نسبت به يكديگر مجهول مىگردد . لذا هر سه صورت در زمرهء حالت مجهول التاريخ بودن هر دو جزء ، برشمرده شده است .
توجيه ديگر براى اين نامگذارى آن است كه صورت اول را مصداق واقعى عنوان مذكور بدانيم و صورت دوم و سوم را مصداقهاى مسامحى و مجازى . درهرصورت اكنون بايد به توضيح اين سه صورت پرداخت ] :
اولين صورت : زمان بر طرف شدن جزء اول [ ، يعنى زمان مسلمان شدن پدر ] و زمان حدوث جزء دوم [ ، يعنى زمان فوت جدّ ] ، هر دو مجهول است .
دومين صورت : زمان بر طرف شدن جزء اول معلوم است - فرض مىكنيم كه هنگام