لم يكن لكفر الابن في حياة أبيه أثر عمليّ و لكن كان لبقائه [ أي لبقاء الابن ] كافرا إلى حين موت الأب أثر عمليّ - و هو نفي الإرث عنه - و شككنا في بقائه كافرا كذلك جرى استصحاب كفره .
شرح
براى حدوث آن حالت اثرى نباشد ؛ مثلا اگر براى كافر بودن پسر در حيات پدرش ، اثر عملى نباشد ؛ ولى براى باقى ماندن پسر بر كفر تا زمان مرگ پدرش ، اثر عملى باشد ، كه آن اثر نفى ارث از پسر [ و محروميت او از ميراث پدرش به دليل كفر ] است ، و آنگاه در باقى بودن پسر بر كفر شك كنيم ، استصحاب كفر پسر جارى مىگردد [ ؛ چون اين استصحاب به لحاظ بقاى حالت سابق ، اثر شرعى دارد كه آن نفى ارث باشد ] .