تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
أو عدم حكم قابل لذلك ، أو موضوعا لحكم كذلك [ أي قابلا للتنجيز و التعذير ] ، أو متعلّقا لحكم [ كذلك ] . و الظرف الذي يعتبر فيه تواجد هذا الركن هو ظرف البقاء ، لا ظرف الحدوث ، فإذا كان للحالة السابقة أثر عمليّ و صلاحيّة للتنجيز و التعذير في مرحلة البقاء جرى الاستصحاب فيها ، و لو لم يكن لحدوثها أثر ، فمثلا إذا
شرح
و مثل استصحاب اباحهء اكل و شرب ، وقتى كه شك داريم هنگام اذان صبح روز ماه رمضان فرارسيده است يا نه . كه اين استصحاب اثر تعذيرى دارد ] و يا مستصحب عدم حكم باشد كه قابليت تنجيز و تعذير دارد [ ؛ مثل استصحاب عدم وجوب صوم در روزى كه شك داريم اول رمضان است يا نه . كه اين قابليت تعذير دارد و مثل استصحاب عدم جعل از صدر شريعت و استصحاب عدم مجعول از زمان كودكى كه هر دو اثر تعذيرى دارد ] . و يا مستصحب موضوع حكم باشد كه قابليت تنجيز يا تعذير دارد [ ؛ مثل استصحاب استطاعت كه موضوع وجوب حج است ؛ در جايى كه شخص شك مىكند آيا از استطاعت افتاد يا نه . پس به حكم استصحاب به بقاى استطاعت حكم مىكند كه اثرش فعليت يافتن حكم وجوب حج بر اوست . و اين اثر ، اثر تنجيزى است . و مثل استصحاب بقاى ليل كه اثرش عدم وجوب صوم است ] . و يا مستصحب متعلّق حكم باشد [ كه قابليت تنجيز و تعذير دارد ؛ مثل استصحاب شروط و قيود واجب كه دخيل در متعلّق هستند . همچون استصحاب طهارت كه اثرش تعذيرى است ؛ يعنى به حكم استصحاب طهارت از تحصيل وضو براى اداى نماز معاف است ] . آن ظرفى كه وجود اين ركن در آن ظرف معتبر است ، ظرف بقا است نه ظرف حدوث . پس اگر حالت سابق در مرحلهء بقا داراى اثرى عملى باشد و در مرحلهء بقا صلاحيت تنجيز و تعذير داشته باشد ، استصحاب در آن حالت جارى مىشود ؛ اگرچه