تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣

خلاصهء مطالب گذشته

1 . هرگاه امر مركبى مثل نماز به يك وجوب واجب شود ، هريك از اجزاى آن وجوب ضمنى پيدا مىكنند . در اين حال اگر شك كنيم آن مركب مشتمل بر نه جزء است و يا ده جزء ، شك ميان اقل و اكثر توليد مىشود . 2 . به گفته برخى اصوليون ، در شك ميان اقل و اكثر اصل برائت ، يعنى برائت از مقدار زايد بر اقل جارى مىشود و به گفتهء برخى ديگر ، اصل احتياط ؛ يعنى آوردن فرد اكثر لازم است . 3 . دليل دستهء اول آن است كه در موارد شك ميان اقل و اكثر علم اجمالى وجود ندارد كه سبب احتياط شود ؛ زيرا دو طرف علم اجمالى بايد متباين باشند ؛ ولى در اينجا اقل و اكثر متداخل هستند . پس علم تفصيلى به مقدار اقل ، و شك بدوى به مقدار زايد بر اقل موجود است و در نتيجه برائت جارى مىشود . 4 . دليل دستهء دوم آن است كه اقل و اكثر متباين هستند نه متداخل ؛ زيرا ما علم داريم به وجوبى كه يا تعلق گرفته است به نه جزء به صورت مطلق و يا تعلق گرفته است به نه جزئى كه مقيد به جزء دهم است . و حالت اطلاق و تقييد دو حالت متباين است و نمىتوان گفت اين علم اجمالى منحل مىشود به علم تفصيلى به نه جزء و شك بدوى در جزء دهم احتمالى ؛ زيرا آنچه تفصيلا معلوم است وجوب نه جزء به صورت اجمال است يعنى نه جزئى كه نمىدانيم مطلق است و يا مقيد و اين خود ، به معناى وجود علم اجمالى است نه سبب انحلال علم اجمالى .