رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « الأمور ثلاثة : أمر بيّن لك رشده فاتّبعه ، و أمر بيّن لك غيّه [ ضلالته ] فاجتنبه ، و أمر اختلف فيه فردّه إلى اللّه » .
و كأنّه يراد أن يدّعى أنّ الشبهات الحكميّة من القسم الثالث ، و قد امرنا فيه بالرّد إلى اللّه و عدم الترسّل في التصرّف [ أي قد أمرنا فيه بعدم التصرّف مرسلا أي بدون تأمّل ] ، و هو معنى الاحتياط .
و يرد عليه أوّلا : أنّ الردّ إلى اللّه ليس بمعنى الاحتياط ، بل لعلّه بمعنى الرجوع إلى الكتاب و السنّة في استنباط الحكم في مقابل ما يكون بيّنا متّفقا على رشده أو غيّه ، فكأنّه قيل : إنّ ما كان متّفقا على غيّه و رشده و بيّنا في نفسه عومل على أساس ذلك [ أي على أساس غيه و رشده ] ، و ما كان مختلفا فيه فلا بدّ من الرجوع فيه إلى الكتاب و السنّة ، و لا يجوز التخرّص [ أي التقدير بالظنّ ] فيه و الرجم
شرح
از پدران بزرگوارش نقل كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند [ همان ، ح 23 ] : « امور سه گونه است امرى كه درست بودن آن براى تو روشن است پس از آن پيروى كن و امرى كه نادرست بودن آن براى تو روشن است پس از آن بپرهيز و امرى كه در آن اختلاف شده است پس آن را به خداوند بازگردان » .
گويا چنين مىخواهد ادعا شود كه شبهات حكميه از قسم سوم است و ما مأمور شدهايم كه آن را به خدا بازگردانيم و بدون مكث و تأمل بدان وارد نشويم و اين معناى احتياط است .
ايراد سخن فوق آن است كه اولا ، بازگرداندن به خدا به معناى احتياط نيست ؛ بلكه شايد به معناى رجوع به كتاب و سنت در استنباط حكم باشد كه در مقابلش ، آن امرى است كه روشن است و همگى بر درستى يا نادرستى آن اتفاق دارند . پس گويا گفته شده است : آنچه بر نادرستى و درستىاش اتفاق و خودبهخود روشن است ، بر اساس همان وضعيتش با آن رفتار مىشود و در مورد آنچه اختلاف هست بايد به كتاب و سنت مراجعه كرد و حدس و گمانهزنى و رجم به غيب [ و به تعبير فارسى : تير به تاريكى