خلاصهء مطالب گذشته
1 . بر ادلهء برائت دو اعتراض وارد شده است : الف ) اين ادله حالت شك مقرون به علم اجمالى را شامل نيست ؛ در حالى كه ما علم اجمالى به وجود تكاليفى در ميان همهء شبهات داريم .
2 . جواب اعتراض اول آن است كه علم اجمالى مذكور به علم تفصيلى و شك بدوى انحلال مىيابد ؛ زيرا فقيه بعد از فحص ، به وجود تكاليفى علم تفصيلى پيدا مىكند كه عدد آنها كمتر از عدد تكاليف معلوم بالاجمال قبل از فحص نيست . آنگاه اصل برائت در ساير موارد كه شك بدوى موجود است ، جارى مىشود .
3 . ب ) ادلهء احتياط معارض با ادلهء برائت است ؛ زيرا مراد از بيان ، در قاعدهء شرعى « قبح عقاب بلابيان » ، يا اعم از بيان تكليف واقعى و بيان تكليف ظاهرى است و يا مراد فقط بيان تكليف واقعى است . در صورت اول ، ادلهء احتياط كه بيانگر حكم ظاهرى است ، موضوع اصل برائت را نفى مىكند و برآن مقدم مىشود و در صورت دوم ، ادلهء احتياط معارض ادلهء برائت خواهد بود .
4 . آيه شريفهء
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
ظهور در آن دارد كه مراد از « رسول » مطلق بيان است و بر اين اساس ، دليل وجوب احتياط نيز بيان به شمار مىآيد . ولى برخى ادلهء ديگر ، مثل حديث رفع و حديث حجب ظهور در آن دارد كه مراد بيان تكليف واقعى است .
اينگونه ادلهء برائت ، نافى وجوب احتياط و معارض آن است .
6 . اعتراض دوم مبنى بر تماميت ادلهء وجوب احتياط است كه خواهيم گفت كه تماميت اين ادله جاى بحث و مناقشه دارد .