معناى مجازى ممكن است و در خود حكم هم نسخ به معناى حقيقى ممكن است و هم نسخ به معناى مجازى .
قابل ذكر است كه مرحوم مظفر در اصول الفقه به بحث نسخ در « مباحث حجت » و در باب اول آن ، كه مربوط به حجيت قرآن است ، اشاره و در آنجا از حقيقت نسخ و فرق ميان نسخ و تخصيص و جواز نسخ قرآن و اصالت عدم النسخ به تفصيل بحث كرده است . ولى استاد شهيد به درستى بحث امكان نسخ را در جملهء مباحث دليل عقلى ذكر كردهاند و آنگونه كه از ظاهر بحث پيداست به باب غير مستقلات عقليه مربوط مىشود . و چنانكه مرحوم مظفر فرمودهاند : نكتهء مهم از نظر اصوليون در اين بحث آن است كه بايد وقوع نسخ آيهاى از آيات قرآن با دليلى قطعى ثابت شود . اين كه قرآن ناسخ و منسوخ دارد جاى شبهه نيست ؛ ولى در تشخيص موارد نادر نسخ بحث و گفتگوست .
از ديدگاه اصولى اگر دليل قطعى بر نسخ پيدا شد كه شد و گرنه اصل ، عدم نسخ است .
از موارد قطعى وقوع نسخ مىتوان نسخ اديان گذشته را به دين اسلام ذكر كرد و ديگر نسخ دستور قبله قرار دادن بيت المقدس است . اما عدهاى در قرآن مواردى را ذكر كردهاند و مرحوم آية الله خوئى در كتاب وزين البيان فى تفسير القرآن به بررسى آنها پرداخته است . ]
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص١٥٧